آیا داستان شیر فضة سندیت دارد؟

کد 5948

متن شبهه یا سوال:

اخیرا در سفری که به کربلا داشتم، ما را به محلی بردند و گفتند که اینجا مقام شیر و فضه است. اولا داستان دقیق این مقام و مطلب چیست؟ و آیا این داستان سندیت دارد یا خیر؟

پاسخ اجمالی

در سندیت این داستان، ایراد جدی وجود دارد.

اولین ایراد به این روایت، این است که به معصوم (ع) ختم نمی‌شود.

مشکل دوم در سند روایت است. در سلسله سند این روایت، «ابوکریب»، «ابوسعیدالاشج» و «عبدالله بن ادریس» همگی مجهول اند و نامشان در هیچ کتاب معتبر رجالی نیامده است.

اما اِشکال دیگری که به خودِ این روایت وارد است، اینکه، اساس این داستان برپایه داستان دیگری به نام داستان «سفینه غلام آزاد شده پیامبر و خضوع شیر در برابر او» بنا شده است، به طوری که اگر آن داستان نبود، این قصه هم قاعدتا وجود نمی‌داشت. حال مشکل اصلی اینجاست که خودِ آن داستان هم دارای اعتبار نیست!

داستان سفینه و شکستن کشتی و روبرو شدن با شیر در جزیره را، مرحوم محدث نوری از حسین بن حمدان نقل می‌کند.

نجاشی در «رجال» خود درباره حسین بن حمدان، می‌نویسد: «او مذهب فاسدی داشت». ابن غضائری هم درباره او اینگونه اظهار نظر می‌کند که: «دروغگو، مذهب فاسد و دارای کتاب گمراه کننده است که به روایات او نمی‌توان توجهی کرد!».

نتیجه اینکه، به هیچ عنوان نمی‌توان به داستان شیر و فضه اعتماد نمود. شاید بخاطر همین دلایل هم هست که شهید مطهری آن را جزء تحریفات عاشورا به شمار می‌آورد.

پاسخ تفصیلی

اصل داستان «شیر و فضه» که در کتاب اصول کافی نقل شده به این شرح است:

«هنگامى كه امام حسين علیه السلام در كربلا به شهادت رسيد، دشمنان خواستند بدن اطهرش را زير سم ستوران قرار دهند، فضه كنيز حضرت زهرا سلام الله علیها در كربلا بود، جريان را به زينب سلام الله علیها خبر داد، و سپس گفت: اى بانوی من، سفينه غلام آزاد شده رسول خدا صلی الله علیه وآله سوار بر كشتى شده بود، و به سفر مى‌رفت، كشتى شكست و او خود را به كمك امواج دريا به جزيره اى رسانيد. در آنجا شيرى ديد، هراسان شد و به شير گفت: من غلام پيامبر هستم. شير براى او فروتنى كرد، تا آنجا كه (او را سوار بر پشت خود كرد و) به جاده راهنمائى نمود. اكنون همان شير در ناحيه اى (از اين دشت) است. به من اجازه بده نزد او بروم و جريان را به او بگويم (تا همانگونه كه آن شير، سفينه را از نگرانى خارج ساخت، ما را نيز از نگرانى بيرون آورد. فضه نزد آن شير رفت و گفت: آيا مى‌دانى كه مى‌خواهند بدن اطهر امام حسين علیه السلام را زير سم ستوران قرار دهند؟ شير برخاست و به قتلگاه آمد، دست هاى خود را روى جسد امام حسين علیه السلام نهاد. سواران به طرف بدن مطهر آمدند، هنگامى كه آن شير را ديدند، عمر سعد گفت: فتنه و بلائى ديده مى‌شود، تا خاموش است آن را بر نينگيزيد، باز گرديد و پراكنده شويد. سواران، ترسيدند و بازگشتند به اين ترتيب، آن شير به قدر توان خود از امام حسين علیه السلام حمايت كرد.» (کافی/ج1/ص465)

تا اینجا اصل داستان را نقل نمودیم، اما در سندیت این داستان، ایراد و خدشه جدی وجود دارد. اشکال اول، به سند این حدیث است. مرحوم کلینی، این روایت را با این سند نقل می‌کند:

«الحسین بن محمد نقل می‌کند که، حدیث کرد برای من، ابوکریب و ابوسعید الاشج و ابوسعید هم از عبدالله بن ادریس، او هم از پدرش ادریس بن عبدالله. ادریس بن عبدالله هم می‌گوید: زمانی که حسین علیه السلام به شهادت رسید و… »

اولین ایراد به این روایت، این است که به معصوم علیه السلام ختم نمی‌شود. یعنی این روایت را از هیچکدام از امامان نقل نکرده و خودِ ادریس بن عبدالله ذکر داستان می‌کند، که خود این مشکل، به تنهایی روایت را از اساس ساقط می‌کند.

مشکل دوم در سند روایت است. در سلسله سند این روایت، «ابوکریب»، «ابوسعیدالاشج» و «عبدالله بن ادریس» همگی مجهول اند و نامشان در هیچ کتاب معتبر رجالی نیامده است.

اما اشکال دیگری که به خودِ این روایت وارد است، اینکه، اساس این داستان برپایه داستان دیگری به نام داستان «سفینه غلام آزاد شده پیامبر و خضوع شیر در برابر او» بنا شده است، به طوری که اگر آن داستان نبود، این قصه هم قاعدتا وجود نمی‌داشت. حال مشکل اصلی اینحاست که خودِ آن داستان هم دارای اعتبار نیست! یعنی شیری وجود نداشته تا با سفینه روبرو شود و به تبع آن بتوان از همان شیر در این داستان هم استفاده کرد!

داستان سفینه و شکستن کشتی و روبرو شدن با شیر در جزیره را، مرحوم محدث نوری از حسین بن حمدان نقل می‌کند. جالب اینکه قصه های دیگری هم که درباره سفینه و فضائل و عجائب او نقل می‌شود همگی از همین حسین بن حمدان است. اما مشکل این روایاتِ مربوط به داستان های سریالی! سفینه کجاست؟ مرحوم آیت الله خویی در کتاب گرانسنگ «معجم رجال الحدیث» درباره احادیث مربوط به سفینه می‌نویسد:

«همه این روایات ضعیف هستند و راوی همه آنها حسین بن حمدان است». (معجم رجال الحدیث/ج8/ ص164)

اما حسین بن حمدان، نجاشی در «رجال» خود درباره او می‌نویسد: «کان فاسد المذهب ـ او مذهب فاسدی داشت». (رجال نجاشی/ص67) ابن غضائری هم درباره او اینگونه اظهار نظر می‌کند که:

«کذاب، فاسد المذهب، صاحب مقالة الملعونه، لا یلتفت الیه! ـ دروغگو، مذهب فاسد و دارای کتاب گمراه کننده است که به روایات او نمی‌توان توجهی کرد!». (رجال ابن غضائری/ج1/ص54)

مشکل دیگری که داستان «شیر و فضه» دارد، اینکه با مسلمات تاریخی در تضاد است. طبق این داستان، شیر مانع تاختن اسب ها بر بدن حضرت شد، در حالی که این واقعه از مسلمات تاریخ کربلاست. علاوه بر این مشکلات، به نظر می‌رسد این قصه با اولیات عقلی هم در تناقض باشد. چگونه می‌شود که حضرت زینب سلام الله علیها از وجود چنین شیری بی خبر باشد ولی فضه آگاه بوده و به حضرت یادآوری می‌کند. ثانیا در هیاهوی سنگین عاشورا که پیکر صدچاک امام در میان حلقه دشمن بود چگونه فضه، چنین قصه ای را بیاد آورد؟ ثالثا اصلا فضه از کجا می‌دانست آن شیر در همین حوالی است؟ رابعا: مگر طبق آن داستان سفینه، این شیر در جزیره به سفینه کمک نکرد؟ پس الان در این بیابان چه می‌کند؟ و…

نتیجه اینکه، به هیچ عنوان نمی‌توان به داستان شیر و فضه اعتماد نمود. شاید بخاطر همین دلایل هم هست که شهید مطهری (مجموعه آثار شهیدمطهری/ج17/ص585) آن را جزء تحریفات عاشورا به شمار می‌آورد.

    مطالعه بیشتر

    the14.ir/5948


    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *