چله گرفتن برای ملاقات با امام زمان (عج)

کد 5016

متن شبهه یا سوال:

چله گرفتن و یا دعا کردن و گفتن اذکار برای ملاقات با امام زمان (عج) صحیح است؟

پاسخ اجمالی

1. اصل امکان تشرّف به خدمت حضرت مهدى(عج)، به نصّ خاصّى ثابت نشده است.

2. آنچه از چله ها و ختم ها و اذکار در کتاب هایى دیده مى‌شود اهلیّت تألیف ندارند، اصلى هم ندارد که بگوئیم بر پایه یک اصل این متن تالیف شده است. زیرا بناى اصلى بر غیبت است، نه بر رؤیت.

– البته دیدن ممکن است؛ ولى به شرط اقتضاى مصلحت، آن هم امرش به دست امام(عج) است، نه به خواسته من و شما!! پس نباید پى این و آن رفت و درخواست ختم و چله و راه کرد که هر چه گفته شود، بى اصل است.

3. حضرت در موارد خاص و بنابر مصالحی در مواردی توسط شیعیان خاص دیده شده اند اما اینکه بخواهیم قاعده ای برای رویت در نظر بگیریم با فلسفه غیبت تعارض دارد.

4. اگر چله ای گرفته می‌شود یا اذکاری گفته می‌شود باید برای تقویت ارتباط معنوی و با خلوص نیت و برای خدا باشد نه صرف رویت یا راستی آزمایی امام! که قطعا اینکار با خلوص نیت منافات دارد.

5. اینکه اصلی برای دیدار آن حضرت نیست بدین معناست که اساس و اصل غیبت در عصر غیبت کبری بر ندیدن ظاهری آن حضرت می‌باشد. زیرا فلسفه غیبت چنین اقتضائی دارد. البته دستوراتی بعضا معتبر که دیدار حضرت به عنوان یکی از ثمرات آن ذکر شده است وجود دارد اما این دیدار به معنای صرف ملاقات نیست

6. تکلیف ما در عصر غیبت، زمینه سازى براى ظهور امام (عج) و آمادگى براى همراهى با او، ترویج و تبلیغ آرمان هاى امام(عج)، هم سنخى و ارتباط روحى و قلبى با آن حضرت(عج)، عمل به دستورات دینى، شناخت خواسته هاى او از ما و رفع موانع ظهور است.

– چنان که خود آن حضرت مى‌فرماید: «اگر شیعیان ما – که خداوند توفیق طاعتشان دهد – در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، سعادت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی‌افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‌گشت.» ( بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵ و ۱۷۷..)

پاسخ تفصیلی

وظیفه و تکلیف ما در عصر غیبت کبرى، زمینه سازى براى ظهور و قیام امام زمان(عج) و آمادگى براى همراهى با او، ترویج و تبلیغ آرمان هاى والاى امام (علیه السلام)، هم سنخى و ارتباط روحى و قلبى با آن حضرت(عج)، عمل به دستورات دینى، شناخت خواسته هاى او از ما و رفع موانع ظهور است.

اصل امکان تشرّف به خدمت حضرت مهدى(عج)، به نصّ خاصّى ثابت نشده است، جز به تواتر اجمالى که از ادّعاى صالحان و عالمان (داستان هاى دیدار)، به دست آمده است؛ آنچه از چله ها و ختم ها و اذکار در کتاب هایى دیده مى شود اهلیّت تألیف ندارند، اصلى هم ندارد که بگوئیم بر پایه یک اصل این متن تالیف شده است. زیرا بناى اصلى بر غیبت است، نه بر رؤیت؛ البته دیدن ممکن است؛ ولى به شرط اقتضاى مصلحت، آن هم امرش به دست امام(عج) است، نه به خواسته من و شما!! پس نباید پى این و آن رفت و درخواست ختم و چله و راه کرد که هر چه گفته شود، بى اصل است! کسانى که رسیده اند، با این ختم ها و چله ها نرسیده اند. (ر.ک: محمد جواد خراسانى، مهدى منتظر، ص ۹۵ و ۹۶.)

ممکن است برخى از روى خلوص، عملى را شروع کرده باشند و مدّتى ادامه داده اند و بسیار جدیّت کرده اند (از روى رجا و امید)؛ بدون اینکه نظرى به ختم داشته باشند یا آن را چلّه حساب کنند و چون جدیّت بسیار کرده اند، عاقبت برقِ لطف جستن کرده و شامل حال ایشان شده است. مانند اینکه شخصى، احیاناً در شب هاى چهارشنبه به مسجد سهله رفته و براى انجام دادن عمل مخصوصى که در شب چهارشنبه رسیده، در آنجا حاضر شده است؛ به این امید که شاید به ملاقات مشرّف شود، چند مدّتى این رنج را به خود داده تا اینکه بالاخره نایل شده است و چون او، از این راه به مقصود رسیده، دیگران نیز به طمع افتاده اند!! کم کم آن را به صورت چله در آورده اند و پس از مدّتى شهرت یافته که: «هر کس چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله برود، امام خود را خواهد دید»؛ کم کم عمل مجرّب خوانده شده و… در حالى که این هیچ موضوعیّت و سندى ندارد.

آرى به وسیله عمل و جدیّت، با صفاى باطن و نیّت پاک و عمل صالح، مى‌توان به خدمت امام(عج) رسید؛ به شرط اینکه نظر علیّت به آن نداشته باشد؛ یعنى، این طور نباشد که عمل خود را علّت بداند که در آن تخلّف نخواهد بود؛ زیرا عمل و جدیّت مقتضى است، علّت نیست بلکه باید به قصد رجا باشد و به شرط اینکه اعمالش مطابق دستور شرع و صلاح و تقوایش مورد پسند باشد.

چه بسیار افرادی که چله ای نگرفته و با خلوص نیت و انجام واجبات و ترک محرمات و خدمت به خلق و تلاش برای زمینه سازی ظهور به محضر حضرت ولی عصر (عج) شرف یاب شدند. اگر بنا بود با یک دستورالعمل خاص افراد قطعا به محضر حضرت شرف یاب شدند چه نیازی به غیبت بود و با فلسفه غیبت در تضاد است.

بنا بود با غیبت شیعیان و مردم دیگر به ضرورت حضور امام برسند و سختی زندگی در غیبت امام معصوم را بچشند تا همچون آنچه با ۱۳ معصوم کردند با حضرت نکنند و ارزش حضور آنان را بفهمند و از صمیم قلب طالب حضور امام باشند.

بزرگان، صالحان و علماى وارسته اى به محضر امام زمان(عج) مشرّف شده که تردیدى در بیشتر این دیدارها و ملاقات ها وجود ندارد.
برخى از این افراد رستگار عبارت اند از: ابن طاووس، علامه بحرالعلوم، مقدّس اردبیلى، علامه حلّى، آیة اللَّه مرعشى نجفى، آیةاللَّه نمازى شاهرودى، حاج على بغدادى، ابو راجح حمّامى، سید مهدى قزوینى، آیةاللَّه امین عاملى، ملا هاشم قزوینى، شیخ حسنعلى نخودکى، شیخ مرتضى انصارى، آیةاللَّه بهاءالدینى، شیخ حرّ عاملى، شیخ محمد تقى بافقى و… .
داستان تشرّفات این بزرگان در منابع معتبر نقل شده و مطالعه شرح حال آنان و نحوه ملاقاتشان با امام زمان(عج)، نشانگر درستى این دیدارها است؛ به خصوص آنکه بسیارى از این حکایت ها، بعد از وفات آنان نقل شده است و در اکثر موارد این عنایت و تفضّل خود امام (ع) بوده که شامل حال آنان گردیده است.

چنان که خود آن حضرت مى‌فرماید:

«فانّ نحیط علماً بانبائکم و لا یعزب عنّا شى ء من اخبارکم؛ ما بر اوضاع و اخبار شما و جامعه شما، به خوبى آگاهیم و چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نمى‌ماند

انّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم و لو لا ذلک لنزل بکم اللأوّاء؛ ما از سرپرستى و رسیدگى به کارهاى شما، کوتاهى نورزیده و یاد شما را از صفحه خاطر خویش نزدوده ایم که اگر جز این بود، امواج سختى ها بر شما فرود مى‌آمد و دشمنان کینه توز، شما را ریشه کن مى‌ساختند.

لأنّا من وراء حفظهم بالدّعا الّذى لا یحجب عن ملک الأرض و السماء؛ ما پشت سر مؤمنان شایسته کردار، به وسیله نیایش و راز و نیازى که از فرمانرواى آسمان ها و زمین پوشیده نمى‌ماند، آنان را حفاظت و نگه دارى مى‌کنیم.

و لو اَنّ اَشیاعنا – وفّقهم اللّه لطاعته – على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد علیهم… لمّا تأخّر عنهم الیمن بلقائنا؛ اگر شیعیان ما – که خداوند توفیق طاعتشان دهد – در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، سعادت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی‌افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‌گشت.

( بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۵ و ۱۷۷.. (مهدویت۲، رحیم کارگر، کد: ۱۸/۵۰۰۰۲۸))

حضرت در موارد خاص و بنا بر مصالحی در مواردی توسط شیعیان خاص دیده شده اند اما اینکه بخواهیم قاعده ای برای رویت در نظر بگیریم با فلسفه ی غیبت تعارض دارد.

اگر چله ای گرفته می‌شود یا اذکاری گفته می‌شود باید برای تقویت ارتباط معنوی و با خلوص نیت و برای خدا باشد نه صرف رویت یا راستی آزمایی امام! که قطعا اینکار با خلوص نیت منافات دارد و اتفاقا این نحوه عملکرد غیر خالص که برای راستی آزمایی امام است خود باعث دوری از امام می‌شود و همچنین موجب دلسردی و ناامید شدن شخص می‌شود چون راه صحیح وصال به امام را متوجه نشده و در تعریف وصال یار و راه وصال دچار اشتباه شده است.

در آخر ذکر این نکته خالی است لطف نیست؛ اینکه اصلی برای دیدار آن حضرت نیست بدین معناست که اساس و اصل غیبت در عصر غیبت کبری بر ندیدن ظاهری آن حضرت می‌باشد. زیرا فلسفه غیبت چنین اقتضائی دارد. البته دستوراتی بعضا معتبر که دیدار حضرت به عنوان یکی از ثمرات آن ذکر شده است وجود دارد اما این دیدار به معنای صرف ملاقات نیست؛ یا ملاقات بعد از ظهور را تضمین می‌کند یا حضور قلب و معرفت قلبی نسبت به آن حضرت را تضمین می‌نماید و یا توجه خاص آن حضرت به ما را تضمین می‌نماید. در مواردی آن حضرت از شیعیان دستگیری می‌کند ولی ما آن حضرت را نمی‌شناسیم. برخی از دعاها برای ازدیاد این نوع دستگیری ها و حضور امام در وسط مشکلات پیش آمده است که امام حاضر هستند و می‌شوند ولی مستلزم این مطلب نیست که ما آن حضرت را بشناسیم. هم حضرت حاضر شده اند و دستگیری نموده اند هم با نشناختن آن حضرت آن غیبت و فلسفه غیبت پا برجا است. در موارد خاص که آن حضرت دیده و شناخته شده اند شرایط خاص خود را داشته و الا اصلی بر این نوع دیدار آن حضرت که هم دیده و هم شناخته شوند وجود ندارد و الا غیبت بی معناست.

    مطالعه بیشتر

    shabestan.ir/detail/News/641266

    yon.ir/porseman40

    the14.ir/5016


    برچسب ها: , , , , , ,
    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *