چرا قرآن به زبان عربی است و به زبان دیگری نیست؟

کد : 10102

متن شبهه یا سوال:

چرا قرآن به زبان عربی است و به زبان دیگری نیست؟

پاسخ اجمالی

1. قرآن به هر زباني که نازل مي‌شد اين سؤال شما قابل طرح بود مثلاً اگر قرآن انگليسي بود همين سؤال طرح مي‌شد که چرا انگليسي است و اگر فارسي بود باز همين طور.

2. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: و ما هيچ رسولي را جز به زبان قومش نفرستاديم» (ابراهيم/4)
بنابراين عربى بودن قرآن امرى طبيعى مى‌باشد؛ چرا كه پيامبر(ص) از ميان قومى برانگيخته شد كه زبانشان عربى بود. همانطور که زبان تورات عبري و زبان انجيل سرياني بود. ليكن معقول نيست كه قرآن به زبانى كه اولين مخاطبان و نزديكان پيامبر(ص) با آن بيگانه هستند، نازل شود.

3. با توجه به تعصبات قومي، اعراب دست کم در زمان پيامبر(ص) اگر قرآن به زبان غيرعرب بود، اعراب نمي‌پذيرفتند، ولي ملت هاي ديگر چنين تعصب ناپسندي ندارند يا ضعيف است. قرآن مي‌فرمايد: هر گاه ما آن را بر بعضى از غير عرب ها نازل مى‌کرديم و او آن را برايشان مى‌خواند، به آن ايمان نمى‌آوردند! (شعراء 198-199)

-امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «اگر قرآن بر عجم(غير عرب) نازل شده بود عرب به آن ايمان نمى‌آورد، ولى قرآن بر عرب نازل شد و عجم به آن ايمان آورد و اين فضيلتى است براى عجم.»

4. به اعتراف زبان شناسان، زبان عربي داراي امتيازاتي در فصاحت و دقت در کلمات است. بعنوان مثال در زبان عربي جاي 6 صيغه 14صيغه دارند، تمام اسم ها مذکر و مونث دارند و افعال و ضماير و صفت ها مطابق آن ها مي‌باشند.

5. همچنين قرآن با جاذبه هاي دروني و آواي دلپذير خود باعث شده تا در اذهان مردم بخصوص باديه نشينان عرب که دوستدار کلام موزون و فصيح بودند نقش ببندد تا از انواع تحريف ها و تغيير ها مصون بماند. بنابراين از دلايل ديگر عربي بودن قرآن مي‌توان به حفظ و صيانت ابدي او در مقابل تحريفات اشاره کرد.

پاسخ تفصیلی

قرآن به هر زباني که نازل مي شد اين سؤال شما قابل طرح بود مثلاً اگر قرآن انگليسي بود همين سؤال طرح مي‌شد که چرا انگليسي است و اگر فارسي بود باز همين طور. و وقتي سؤالي در هر صورت باقي مي‌ماند معلوم مي‌شود سؤالي معقول و به جا نيست… ! (در اين بخش به ياد جمله طنز معروفي افتادم که مدتي سر زبان ها بود و اينکه: از شخصي مي‌پرسند اگر اديسون برق را اختراع نمي‌کرد چه مي‌شد؟ آن شخص در جواب گفت کس ديگري اختراع مي‌کرد، بالاخره بايد دين اسلام با زباني نازل مي‌شد.)
مثلاً اگر بگويند چرا نماز صبح دو رکعت است و اگر سه رکعت بود جا داشت بگويند چرا سه رکعت است و اگر چهار رکعت الي آخر… وقتي تسلسل در سؤال پيش مي‌آيد و اين تسلسل لاينقطع است دلالت دارد که اين سؤال معنايي محصل نخواهد بود.

قرآن مي‌فرمايد: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ؛ و ما هيچ رسولي را جز به زبان قومش نفرستاديم» (ابراهيم/4)

بنابراين عربى بودن قرآن امرى طبيعى مى‌باشد؛ چرا كه پيامبر(ص) از ميان قومى برانگيخته شد كه زبانشان عربى بود. همانطور که زبان تورات عبري و زبان انجيل سرياني بود.

مخاطبان اوليّه پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) و قرآن كريم، مردم منطقه مكه و اطراف آن بودند، گرچه در مراحل بعدى، رسالت، جهانى و دعوت همگانى شد (هدى للناس) ليكن معقول نيست كه قرآن به زبانى كه اولين مخاطبان و نزديكان پيامبر(صلى الله عليه وآله) با آن بيگانه هستند، نازل شود، به بيانى ديگر معنا ندارد كه پيامبرى در ميان جامعه اى به رسالت مبعوث شود، ولى كتاب آسمانى او به زبان جامعه ديگرى باشد و مخاطبان نخستين او نتوانند از آن بهره اى ببرند.

با توجه به تعصبات قومي، اعراب دست کم در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) اگر قرآن به زبان غيرعرب بود، اعراب نمي‌پذيرفتند، ولي ملت هاي ديگر چنين تعصب ناپسندي ندارند يا ضعيف است. قرآن مي‌فرمايد:
«وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ(198) فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما کانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ(199)؛ هر گاه ما آن را بر بعضى از عجم (غير عرب) ها نازل مى‌کرديم و او آن را برايشان مى‌خواند، به آن ايمان نمى‌آوردند!» (شعراء/198-199)

در حديثى از امام صادق(عليه السلام) آمده است:
«لَوْ نُزِّلَ الْقُرْآنُ عَلَى الْعَجَمِ مَا آمَنَتْ بِهِ الْعَرَبُ وَ قَدْ نُزِّلَ عَلَى الْعَرَبِ فَآمَنَتْ بِهِ الْعَجَمُ فَهَذِهِ فَضِيلَةُ الْعَجَمِ؛ اگر قرآن بر عجم نازل شده بود عرب به آن ايمان نمى‌آورد، ولى قرآن بر عرب نازل شد و عجم(غير عرب) به آن ايمان آورد و اين فضيلتى است براى عجم.» (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، مجلسي، محمدباقر، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1363هـ ش، چاپ دوم، ج ‏64، ص 174.)

علاه بر آن به اعتراف زبان شناسان، زبان عربي داراي امتيازاتي در فصاحت و دقت در کلمات است. از جمله قانون مند بودن قالب هاي فصاحت و بلاغت آن، اشتقاق کلمات آن و قواعد قياسي آن، امکانات فراوان زبان عربي براي بيان بيشترين حجم از مطالب در کمترين حجم از الفاظ بدون ابهام گويي و نارسايي، مثلا در زبان عربي جاي 6 صيغه 14صيغه دارند، تمام اسم ها مذکر و مونث دارند و افعال و ضماير و صفت ها مطابق آن ها مي باشند.

فارسي: اين يک کتاب است.
انگليسي: .This is a book
عربي: هذا کتاب.

در روايتى آمده است: «يبيّن الألسن و لا تبيّنه الألسن؛ عربى فصيح، از واژه ها و ساختارى برخوردار است كه گويايى ديگر زبان ها را دارد، در حالى كه زبان هاى ديگر گويايى زبان عربى را ندارند».
(اصول كافى، ج2، ص637، كتاب فضل القرآن)

در تفسير نورالثقلين در تفسير «بلسان عربي مبين» شخصي به نام حجال از امام صادق(ع) سوال نمود. ايشان فرمودند: يعني آن زبان ها را روشن مي‌کند و آن را زبان ها روشن نمي‌کنند.
( نورالثقلين: ج 4، ص 65، فصلت، آيه 44)

همچنين قرآن با جاذبه هاي دروني و آواي دلپذير خود و همچنين استحکام در معاني باعث شده تا در اذهان مردم بخصوص باديه نشينان عرب که دوستدار کلام موزون و فصيح بودند نقش ببندد تا از انواع تحريف ها و تغيير ها مصون بماند. بنابراين از دلايل ديگر عربي بودن قرآن مي‌توان به حفظ و صيانت ابدي او در مقابل تحريفات اشاره کرد.

    مطالعه بیشتر

    yon.ir/Harabi1
    yon.ir/Parabi2
    yon.ir/Barabi3
    yon.ir/Iarabi4
    yon.ir/ToEnes

    the14.ir/10102


    برچسب ها: , , , , , , , , , , ,
    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *