چرا به ولی فقیه امام می‌گویند مگر فقط این لقب مخصوص امام معصوم نیست؟

کد : 10042

متن سوال یا شبهه:

چرا به ولی فقیه امام میگویند مگر فقط این لقب مخصوص امام معصوم نیست؟

پاسخ اجمالی

برخلاف تصور عموم که فکر میکنند لفظ “امام” مختص معصومین میباشد، این لفظ عام بوده و به معنای پیشوا و جلودار میباشد.

علت اینکه به معصومین امام میگوییم از باب احترام و اینست که پیشوای امت اسلامی میباشند، اما این بدان معنا نیست که فقط باید به معصومین امام گفت، بلکه میتوان به هر پیشوا و جلوداری، امام گفت، مانند «امام جماعت مسجد» که در گفت و گوهای روزانه خود از آن استفاده می‌کنیم.

پاسخ تفصیلی

واژه امام كه از ماده «اَمّ» می‎باشد در اصل به معنای «قصد كردن» است. این كلمه در كتب لغت به معانی مختفی آمده، از جمله:

1.كسی كه به او اقتدا می‎شود و در كارها پیشواست.
2.پیشوا
3.معلِّم
4.جاده و راه
5.جلو ، جلودار

واژه «امام» از نظر لغوى به معناى پيشواست؛ چه پيشواى كفر و چه پيشواى ايمان. و در قرآن کريم هم کاربردهاي مختلفي براي پيامبران الهي نظير حضرت ابراهيم و هم براي پيشوايان کفر(فقاتلوا ائمه الکفر) به کار رفته است.

1.اطلاق لفظ امام در معناي پيشواي صالح:
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أزواجِنَا وَ ذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أعْيُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إماماً. (فرقان-74)
ترجمه: و (بندگان‌ رحمن‌) آنانند كه‌ مي‌گويند: اي‌ پروردگار ما! ببخش‌ به‌ ما از ازواجمان‌ و از ذُرِّيَّاتمان‌ كساني‌ را كه‌ موجب‌تري‌ و تازگي‌ چشمان‌ ما باشند، و ما را براي‌ متّقيان‌ امام‌ و پيشوا قراربده‌!

2.اطلاق لفظ امام در پيشواي كفر:
فَقَاتِلُوا أئمَّةَ الْكُفْرِ إنَّهُمْ لَا أيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ. (توبه-12)
ترجمه: پس‌ با امامان‌ كفر كشتار نمائيد، زيرا براي‌ آنان‌ عهدي‌ و سوگندي‌ نيست‌، به‌ اميد آنكه‌ ايشان‌ دست‌ بردارند.

(لفظ‌ أئمّه‌ در اين‌ آيه‌ نيز راجع‌ به‌ مطلق‌ پيشواست‌ كه‌ البّته‌ در اينجا مراد مطلق‌ پيشوايان‌ كافر مي‌باشد.)

3.اطلاق در مطلق پيشوا:
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُنَاسٍ بإمَامِهِمْ. (اسراء-71)
ترجمه: روزي‌ خواهد رسيد كه‌ ما هر دسته‌ از مردم‌ را به‌ واسطۀ إمامشان‌ مي‌خوانيم‌.

(لفظ‌ امام‌ در اين‌ آيه‌ نيز راجع‌ به‌ مطلق‌ پيشواست‌.)

4.اطلاق در معناي خاص: در اين استعمال امام در معنايي به كار برده شده كه مقامي بالاتر از مقام نبوت را داراست:
وَ إذِ ابْتَلَي‌ إبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأتَمَّهُنَّ قَالَ إنِّي‌ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إمَاماً قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي‌ قَالَ لَايَنَالُ عَهْدِي‌ الظَّالِمِينَ. (بقره-124)
ترجمه: و (بياد بياور اي‌ پيغمبر) زماني‌ را كه‌ ابراهيم‌ را پروردگارش‌ به‌ واسطۀ كلمه‌هائي آزمايش‌ نمود، و او آن‌ كلمات‌ را به‌ اتمام‌ رسانيد. خداوند گفت‌: من‌ قرار دهنده‌ مي‌باشم‌ تو را امام‌ براي‌ مردم‌! ابراهيم‌ گفت‌: و نيز از ميان‌ ذرّيّۀ من‌ هم‌ امام‌ قرار مي‌دهي‌؟! خداوند گفت‌: عهد امامت‌ من‌ به‌ ستمكاران‌ نمي‌رسد.

در هر صورت کاربرد لفظ امام براي غير معصومين در صورتي که نسبت عصمت به آنان داده نشود (یعنی منظورمان از لفظ امام معنای لغوی آن یعنی معنای پیشوا و رهبر باشد خالی از مقام عصمت یعنی منظورمان معنای اصطلاحی آن “امام معصوم” نباشد)، صحيح است. مانند امام جماعت ، امام جمعه ، امام مسلمین و … .

ولى از نظر اصطلاح علم كلام، «امامت» منصبى است كه به برخى از اشخاص اعطا میگردد و از اين نظر، تفاوتى بين امامت حضرت ابراهيم(ع) و امامت ائمه معصوم(ع) نيست.

اين كلمه، در بين مسلمانان گاهى به رهبران دينى – كه داراى نقش برجسته‏اى بودند – نيز اطلاق شده است كه البته معناى لغوى آن مراد است؛ نه اين كه كسى در مرتبه معصومين و يا پيامبران قرار گرفته باشد. مثلا در جوامع سني امام غزالي يا در جوامع شيعه امام موسي صدر و … به دليل برجستگي علمي و مقبوليت اجتماعي آنان ميان مسلمانان بکار برده مي شود. همچنين علت اينکه امام خمينى(ره) به اين لقب شهرت يافتند، به خاطر شرايط ويژه انقلاب و فرهنگ حاكم بر آن بوده است و در حقيقت ريشه در فرهنگ عمومى جامعه و آمادگى آن، جهت پذيرش اين لقب براى حضرت امام(ره) دارد.

در انديشه و نظام سياسي اسلام و روابط متقابل ميان مردم و رهبري اينچنين نيست كه كاربرد مطلق عناوين و القاب نهي شده باشد بلكه با دو نوع القاب و عناوين روبرو مي باشيم:

نوع اول عناوين و القابي هستند كه مورد تأييد و مأخوذ از آموزه هاي ديني است و در سيره بزرگان دين نيز متداول بوده و نوع دوم، عناويني است كه به خاطر تأثيرات و پيامدهاي منفي آن بر فرد و اجتماع، به شدت از كاربرد آن نهي شده است.

الفاظى از قبيل «عظمى» ـ كه مترادف با لفظ «معظّم»، باشند ـ نيز براى مراجع تقليد در آيت الله العظمى استعمال می‏شود و هيچ صبغه مدح ناشايست ندارد؛ بلكه نوعى توقير و احترام معنوى است كه در سنت اسلامى مورد تأكيد مى‏باشد. در روايتى از امام على(ع) آمده است: مَن وقرّ عالما فقد و قرّ اللّه؛ كسى كه عالمى را احترام كند، خدا را احترام كرده است، (غرر الحكم،ص 47، توقير العلماء، حديث 218)

و همچنين عنوان «ولي امر مسلمين جهان» مضافاً بر آنچه گذشت، داراي پشتوانه ديني و برگرفته از احاديث ائمه معصومين(ع) و امام زمان(عج) است. توضيح آنكه ولايت بر اموال و اعراض و نفوس مردم از شؤون ربوبيت الهى است و تنها با نصب و اذن خداى متعال، مشروعيت می‏يابد و چنان كه معتقديم اين قدرت قانونى به پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) يكى بعد از ديگرى داده شده است. در زمان غيبت بر اساس ادله عقلى متعدد و روايات زيادى كه از امامان معصوم(ع) وارد شده فقيه جامع ‏الشرايط عهده‏دار منصب ولايت و رهبرى جامعه اسلامى می‏باشد و از طرف امام زمان(عج) به صورت عام منصوب می‏باشند. بنابراين نصب ولى امر مسلمين جهان، يكى از القاب واقعى براى مجتهد جامع ‏الشرايطى است كه درزمان غيبت امام معصوم(ع) براى رهبرى و اداره امور سياسى، اقتصادى، اجتماعى و… جامعه، از سوى امامان معصوم(ع) منصور گرديده است و بر اين مطلب دلايل عقلى و نقلى متعددى دلالت دارد. مانند: توقيع شريف امام زمان(عج) كه می‏فرمايند: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الى رواه احاديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجه الله عليهم ، و ادله بسيار متعدد ديگر. پس چنين نيست كه لقب ولايت و جانشينى از امامان معصوم(ع) را خود ولی ‏فقيه براى خود برگزيده باشد. بلكه از طرف امامان معصوم داراى چنين مسؤوليتى میباشد.

بر اين اساس آيت الله خامنه اي هم از نظر کاربرد لغوي لفظ امام و هم از منظر اينکه حائز شرايطي اند که در انديشه سياسي اسلام براي حاکمان راستين الهي در نظر گرفته شده و سوم از منظر کارکردها و جايگاه بي بدليل ايشان در هدايت نظام اسلامي ، همانند حضرت امام (ره) ، شايستگي و صلاحيت لازم براي اطلاق چنين واژه اي را دارا مي باشند.

نگاهي منصفانه و گذرا به دوران پربركت رهبري مقام معظم رهبري پس از ارتحال امام ره و مواضع هوشمندانه و تدابير حكيمانه ايشان در برهه هاي مختلف و شرايط حساس كشور ، بخوبي گوياي صلاحيت ، شايستگي و ايشان در رهبري نظام است ( ر.ك به كتاب زندگينامه مقام معظم رهبري تهران: موسسه فرهنگي قدر ولايت و آب ، آينه ، آفتاب ، جلوه هايي از زندگي مقام معظم رهبري ، قم : موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره )

براستي ايشان به عنوان ستون اصلي نظام اسلامي ، نقش بي بديلي را در هدايت نظام ايفا نموده اند و دشمنان نظام نيز اهميت اين جايگاه رفيع و نقش او را در صلابت و استواري نظام و ادامه حركت نوراني خود بخوبي تشخيص داده از اين رو همواره شاهد بيشترين حجم حملات به رهبري نظام در جهت تضعيف اين ركن ركين نظام اسلامي بوده و هستيم و بسياري از تشكيك ها وشبهات در اين راستا مطرح مي گردد.

مطالعه بیشتر

مطالعه بیشتر:

www.the14.ir
http://www.siasi.porsemani.ir/node/1150
http://www.askdin.com/showthread.php?t=12200&page=2

the14.ir/10042


برچسب ها: , , , , , ,
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله ی امنیتی *