قرآن کتابی است که در آن دستور جنگ و قتال و قتل و کشتار داده می‌شود!

کد : 11903

متن شبهه یا سوال:

هیچ امری در جهان مقدس نیست که نتوان آنرا نقد کرد.

قرآن کتابی است پر از آیاتی که در آنها دستور جنگ و قتال و قتل و کشتار به مسلمانان داده میشود.

برای کسانی که تابحال قرآن را نخوانده اند، یا آنرا تنها به عربی خوانده اند و معنی آنرا به زبان مادریشان درک نکرده اند شاید این مسئله خیلی عجیب و باورنکردنی به نظر برسد.

برای هیچ انسان انسانگرایی قابل قبول نیست که الله در صورتی که وجود داشته باشد اینقدر بخواهد انسانها را به جان هم بیاندازد و به یک عده از آنها دستور بدهد که عده ای دیگر را بکشند.

سوره محمد آيه 4
چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم الله. و اگر الله ميخواست از آنان انتقام ميگرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه الله کشته شده اند اعمالشان را باطل نميکند.

* زدن گردن کافران به چه معنی است؟
در این آیه به صراحت آمده است که حکم الله، زدن گردن کافران یا بعبارت دیگر همان بریدن سر آنان است.
ممکن است مسلمانان بگویند این آیه در مورد جنگ صحبت میکند، درست است!

اما در اسلام دو نوع جنگ وجود دارد، به یکی جهاد ابتدائی میگویند و به دیگری جهاد دفاعی.
در جهاد ابتدائی مسلمانان به سایر کشورها حمله میکنند، مانند مسلمانان اولیه که در زمان عمر و به مشورت و تایید امام علی علیه السلام به ایران حمله کردند، یا خود پیامبر اسلام که به سایر قبایل حمله میکرد.
بنابراین، در حالت جنگ بودن زیاد چیزی را تغییر نمیدهد، وقتي مسلمانان مجاز هستند که به نامسلمانان (کافران) حمله کنند، درست مانند این است که اجازه داشته باشند سر آنها را ببرند. اگر فکر میکنید جهاد تنها یک چیز دفاعی است، سخت در اشتباه هستید.
سر بریدن سنتی کاملاً اسلامی و روشی اسلامی برای روبرو شدن با غیر مسلمانان است، به آیه دیگری نگاه کنید،

سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 12
و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.

برای چه باید بر گردن کافران زد، یا بعبارت دیگر سر آنها را برید و از تنشان جدا کرد؟
مگر کافران چه جرمی را مرتکب شده اند که باید شمشیر را بر گردن آنها گذاشت و سرشان را از تنشان جدا کرد؟
پاسخ این پرسش را در آیه بعدی بیابید،

سوره الانفال (غنایم جنگی) آیه 13
زيرا با الله و پيامبرش به مخالفت برخاستند و هر که با الله و پيامبرش ، مخالفت ورزد ، بداند که عقوبت الله سخت است.

چون کافران با الله و پیامبرش به مخالفت برخاستند!
یعنی اگر کسی به مخالفت با اسلام برخیزد باید گردن او را زد و انگشتانش را قطع کرد.
شاید در اینجا شما در حالتی نباشید که بتوان با شما شوخی کرد، اما پرسشی که اینجا مطرح است این است که آیا باید اول گردن کافران را زد بعد انگشتانشان را قطع کرد یا اول انگشتانشان را قطع کرد بعد گردنشان را زد؟

یکبار دیگر به آیه 13 سوره انفال نگاه کنید، آیا یک دین میتواند فاشیست تر از این باشد که بگوید چون افرادی مخالف آن دین هستند شایسته این هستند که سرشان بریده شود و انگشتانشان قطع شود؟

سوره توبه آیه 29
با کسانی از اهل کتاب که به الله و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که الله و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند جنگ کنید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.

نتیجه منطقی این است که از نظر اسلام نه تنها بریدن سر کسانی که الله را قبول ندارند، و کسانی که قیامت را قبول ندارند، و مسیحیان و یهودیانی که الله را به عنوان خداي خود و قوانین اسلامی را نمیپذیرند اشکالی ندارد بلکه جنگیدن با آنها از احکام اسلام است
و بریده شدن سر آنها موجب شادمانی و آرامش دل مسلمانان راستین میشود.

پاسخ اجمالی

1. اسلام دین کاملی است از اینرو هم جاذبه دارد و هم دافعه.
هم رحمانی هست و هم دارای غضب.
چرا که خداوند نیز هم دارای صفت رحمانیت است و هم صفت خشم.

۲. حتی عقلای غیر مسلمان نیز قبول دارند که رحمانیت محض درواقع نقص محسوب میشود و احتمالا این جمله معروف را شنیده اید که صلح و آرامش بدون جنگ ممکن نیست.زیرا همواره انسان هایی وجود دارند که به حقوق سایرین احترام نمیگذارند و تنها راهی که برای کنترل آنها وجود دارد استفاده از قوه غضبیه است.

۳. پیامبر(ص) هیچگاه با هیچ قومی وارد جنگ نشدند مگر آنکه ابتدا آنها را دعوت به خیر کردند. و اگر آنها از سر لجاجت و لجام گسیختگی به دشمنی خود ادامه نمیدادند جنگی واقع نمیشد.

۴. آنچه در سوره محمد و آیه شریفه۴ با عنوان گردن زدن آمده درواقع منظور قتل و کشتار است و نه آنکه حتما میبایست سرها را از تن دشمن جدا میکردند.
در همین آیه اشاره شده که جنگ تا زمانی باشد که دشمن در هم کوبیده شود، پس در همین آیه و جاهای دیگر اشاره به این دارد که وقتی آنها دست از جنگ کشیدند و تسلیم شدند شما نیز با آنها جنگ نکنید.

۵. با تحقیق در بسیاری از آیات قرآن و همچنین روایات و سیره اهل بیت(س) خواهیم فهمید که هرچند در استفاده از قوه غضبیه ناچاریم اما رحمانیت اسلام بر قوه قاهره پیشی دارد و در بسیاری از آیات و روایات توصیه به حفظ حقوق دشمنان شده و اجازه تعدی به حقوق آنها را نداده.

پاسخ تفصیلی

بسمه تعالي

چندی است که معاندان در شبکه های ضد دین و هم چنین در فضای مجازی هجمه ای با عنوان «خشونت در اسلام» ایجاد کرده اند که متن بالا تنها یکی از هزاران شبهه ایجاد شده می باشد، که همه آنها بی اساس و پایه است و نشان می دهد که ایجاد کنندگان اینگونه متون حتی از سطحی ترین دستورات اسلام بویی نبرده اند.

چند نكته پيرامون رد شبهات وارده در مورد خشونت در اسلام

مقدمه : اسلام مانند ساير اديان آسماني دين صلح صفا و برنامه سعادت بشري است و البته بسط عدالت كه در اين مسير جاذبه و دافعه دارد وميدانيم در مسير حق و عدالت بدون تحكم و استقامت رسيدن به هدف ممكن نيست . بنابراين لحن تند و محكم قرآن بُعدي از ابعاد كامله قرآن است كه اگر يكطرفه و تكبعدي به آن نگاه شود شايد ناخوشايند به نظر برسد ولي اگر با توجه به كل ابعاد قرآن و اسلام به آن پرداخته شود مي بينيم چقدر زيبا و حيات بخش است. و البته اين قانوني است در مورد قضاوت كردن هر موضوعي ، در ضمن رفتار خودسرانه غير معصومين را ربط به اسلام ندهيم و براي قضاوت از تفاسير و روايات غير معتبر استفاده ننماييم.

فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ … ؛ هنگامى كه با كافران در ميدان جنگ رو به رو مى‏شويد گردنهايشان را بزنيد، و هم چنان ادامه دهيد تا به اندازه كافى دشمن را درهم بكوبيد … (محمد/4)

* نكته اول: اين آيه شريفه مي فرمايد در «ميدان جنگ» با كافران آنها را بكشند و دستور ابتدايي و به عنوان مجازات كافر بودن نيست و مسلما جنگ با كافران بعد از دعوت آنها به اسلام و هدايت آنها به راه حق بوده و آنها اين دعوت را نپذيرفتند و قصد مخاصمه با مسلمين را داشته باشند البته لازم به ذکر است ، پیامبر(ص) در دوره ۱۳ ساله خود در مکه به جنگی روی نیاوردند و حتی مسلمانان را از دفاع منع کردند تا ثابت گردد که در پی جنگ نیستند جنگهای دوره مدینه نیز تحمیلی بود و حالت تدافعی داشت!

آیات ۳۸ و ۳۹ سوره حج در این رابطه می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٍ کَفُورٍ(۳۸) أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ قطعاً خداوند از کسانى‌که ایمان آورده‌‏اند دفاع می‌‏کند زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد، به کسانى‌که جنگ بر آنان تحمیل شده رخصت [جهاد] داده شده است چراکه مورد ظلم قرار گرفته‌‏اند و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست»

حال ممكن است سوال شود از كجا معلوم است كه منظور آیه (محمد/4) فقط زمان جنگ است؟ بايد گفت از دستورات ديگر قرآن كريم در رابطه با برخورد با غيرمسلمانان و در مورد رعايت حقوق انساني آنها و همينطور شيوه پيامبر و معصومين عليهم السلام معلوم ميشود قتال با كفار فقط مربوط به زمان جنگ است يعني وقتي كه آنها قصد ضربه زدن به اسلام و مسلمين را دارند و يا وجود چنين خطري از جانب آنها پيش بيني شود و لذا در اسلام چيزي به نام تغييرعقيده و تحميل اسلام به جاي آن با زور شمشير وجود ندارد چرا كه آيه « لا اكراه في الدين » را همه شنيده ايم و اصلا دين تحميلي هيچ ارزشي ندارد.
(البته اينكه در تاريخ 1400 ساله اسلام خيليها از اين قانون نوراني اسلام تخطي كرده اند منجمله خلفا و فرماندهان نظامي شكي نيست ولي رفتار آنها خودسرانه بوده و ربطي به دين مبين اسلام ندارد و فقط از رفتار معصومين مي توان احكام اسلامي را استنباط نمود .حتما داستان شكايت حضرت علي (ع) در زمان حكومتش را از آن يهودي سارق كه سپر حضرت را دزديده بود را شنيده ايد كه قاضي به نفع يهودي حكم كرد چون خليفه مسلمين در منطقه حكومتش شاهدي بر اين سرقت نداشت .كجا پيامبر اکرم ص و علي علیه السلام كافران غير حربي را به جرم غيرمسلمان بودن كشتند؟)

* نكته دوم : بديهى است گردن زدن كنايه از قتل و كشتن است، بنا بر اين ضرورتى ندارد كه جنگجويان كوشش خود را براى انجام خصوص اين امر به كار برند، هدف اين است كه دشمن از پاى درآيد، ولى چون گردن زدن روشن ترين مصداق قتل بوده روى آن تكيه شده است و از طرف ديگر تاكيد بر شدت عمل با كفار متخاصم دارد.

* نكته سوم: جنگ در اسلام قوانين بسيار محكم و دقيقي دارد كه شامل قوانين شروع و پايان و كيفيت آن ميباشد .

همانطور كه ميدانيد در جامعه بين الملل به اصطلاح متمدن امروز دو نوع قانون براي حمايت از نوع بشر وجود دارد :

الف) حقوق بشر مانند حق حيات – حق آزادي بيان – حق آزادي دين – حق مسكن و …
ب) حقوق بشر دوستانه كه مربوط به حقوق انسانها در جنگ ميباشد مثل ممنوعيت كشتار جمعي – حقوق اسراي جنگي حقوق مجروحان و زنان وكودكان و … و البته روشن است كه در مورد همه اين مسائل در قرآن كريم و بيانات پيامبر قانون بشر دوستانه وجود دارد؛

– و وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛ با کسانیکه به جنگ شما می‌آیند، در راه خدا پیکار کنید و تجاوز روا مدارید که خدا تجاوزگران را دوست نمی‌دارد. (بقره/ 190)

این آیة شریفه، سه قید برای جنگ ذکر نموده؛

– نخست آنکه: مسلمانان در راه خدا بجنگند (نه برای دنیاطلبی و غنیمت‌یابی)!
– دوّم آنکه: مسلمانان با کسانی بجنگند که برای پیکار با ایشان آمده‌اند (نه کسانی که سر جنگ با آنها ندارند)!
– سوّم آنکه: مسلمانان به هیچکس تجاوز روا ندارند یعنی زنان و کودکان و پیران و کسانی را که اهل جنگ نیستند همه را محترم شمرند.

– إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ اگر دشمنان به صلح تمایل نشان دادند تو نیز بدان متمایل شو و بر خدا توکّل کن که او شنوا و دانا است. (أنفال/ 61).

* نکته چهارم: در ضمن رفتار با مشركين در قرآن كريم چند مرحله دارد كه مرحله آخر آن جنگ است . خداوند در برابر آزار و اذیت مشرکین چهاردستور به پیغمبر و مومنین داده است؛

– دستور اول : دستور به صبر « فاصبر علی ما یقولون» یعنی ای پیغمبر در برابر بدگوئی و زخم زبان آنان صبر پیشه کن ( طه / 130)
– دستور دوم : دستور به بخشش و نادیده گرفتن اذیت و آزار «فاعفوا و اصفحوا» یعنی بدیهای آنان را ببخشید و اصلا نادیده بگیرید ( بقره / 109 )
– دستور سوم : دستور به صبر در ریختن خون آنان «کفوا ایدیکم» یعنی از ریختن خون مشرکین دست بردارید ( نساء /77 )
– دستور چهارم : دستور به جهاد و ریختن خون آنان «اقتلوهم حیث ثقفتموهم» یعنی بکشید آنها را هر جا که آنها را یافتید ( بقره / 191)
دستور چهارم به هنگامی صادر شد که مشرکین و کفار کار را به جائی رساندند که از هر نوع آزار و اذیتی در حق مسلمانان دریغ نکردند همچنانکه در خود آیات قران این مطلب دیده میشود مثلا در آیه 39 سوره حج میگوید : اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا؛ یعنی به آنها که قتال میکنند اجازه داده شد چون به آنها ظلم شده بود .

*نكته پنجم : جهاد ابتدايي ؛

اين نوع از جهاد اصطلاح فقهي است كه نظرات مختلفي پيرامونش آمده است ولي چيزي كه مشخص است هيچگاه رسول خدا(ص) از اين شيوه استفاده نكرده اند مؤيد اين تحليل، آن که سيره‌نويسان تعداد غزوات و سراياي دوران زمامداري رسول الله را بيست و هفت غزوه و سي و هشت سريه برشمرده‌اند، که تنها در نُه غزوه از آنها جنگ درگرفته است. و تمامي اين نُه غزوه نيز يا با لشکرکشي و هجوم از سوي دشمنان آغاز شده، و يا پس از عهد شکني و توطئه‌گري هم‌پيمانان سابق شکل گرفته است. به اين ترتيب، به جرأت مي‌توان ادّعا کرد که پيامبر اکرم (ص) در طول دوران حاکميت خويش هيچ گاه به جهاد ابتدايي دست نزده است.

با اين حال تعريف اصطلاحي جهاد ابتدايي را به طور خلاصه ذكر مي كنم:

جهاد ابتدایی‌ به‌ معنای‌ جنگ‌ با مشرکان‌ و کفار برای‌ دعوت‌ آنان‌ به‌ اسلام‌ و توحید و برقراری‌ عدالت‌ است‌. در این‌ نوع‌ از جهاد، که‌ مسلمانان‌ آغازگر نبردند، هدف‌، از بین‌ بردن‌ سیطره‌ کفر و فراهم‌ آوردن‌ امکان‌ گسترش‌ دین‌ الهی‌ است يعني در جايي كه حاكميت ظلم و جور وجود دارد كه مانع رسيدن پيام اسلام به گوش مردم است . نه اينكه جنگ براي مسلمان كردن اجباري مردم باشد.

اين نوع جهاد در رابطه با چند عامل است:

1- كافران غير كتابي يعني كساني كه پيرو اديان آسماني نمي باشند مثل بت پرستان كه اعتقاداتشان موجب اشاعه خرافات و گمراهي خواهد بود.

2- كافران ذمي كه در بين مسلمانان زندگي مي كنند ولي به اعتقادات و قوانين محترم نزد اكثريت جامعه احترام نمي گذارند. ( پاسخ به شبهه وارد بر آيه شريفه 29 سوره توبه)

و موارد ديگري كه بيشتر جنبه جلوگيري از قانونگريزي اشاعه فساد و ايجاد ناامني خيانت و توطئه دارد. در عين حال بنا بنظر فقها اين جهاد فقط بدستور معصوم امكان پذير است.

مطالعه بیشتر

the14.ir/11903


برچسب ها: , , , , , , , , ,
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله ی امنیتی *