عصمت یعنی چه؟ اکتسابی است یا خدادادی؟

کد شبهه : 10022

متن شبهه یا سوال:

عصمت یعنی چه؟ اکتسابی است یا خدادادی؟

پاسخ تفصیلی

عصمت چیست و چه کسانی دارای این مقام هستند، بحثی است که در بین متکلمین اسلامی بسیار مورد نقد و نظر قرار گرفته است که ما به تناسب حال و قدر نیاز به بخشی از آنها اشاره می کنیم.

معنای لغوی عصمت
عصمت اسم مصدر از “عصم” است و عصم به معنای منع كردن و بازداشتن است.
البته برای واژه «عصمت» معانی متعدّدی ذکر شده؛ از جمله پاکدامنی، دوری از گناه و خویشتنداری.

معنای اصطلاحی عصمت
منظور از عصمت در باور شیعه ، وجود ملکه‌ای است در انسان معصوم که او را از گناه و خطا بازمی ‌دارد.

علامه طباطبایى می‏فرماید: منظور از “عصمت” وجود امرى است در انسان معصوم که باعث حفظ او از وقوع در آنچه که جایز نیست (مثل خطا و معصیت) میشود. [1] البته از نظر ایشان، انبیاى الهى (و تمامى اولیا و هدایت شدگان خاص) داراى عصمت مطلق می‏باشند که مصادیق فراوانى را شامل می‏شود. [2] از نظر ایشان “عصمت” نتیجه‏ علم معصوم به عواقب گناه می‏باشد؛ یعنى علم و شعور معصومان به آثار گناهان به گونه‏ اى است که هیچ گاه مغلوب قواى دیگر انسانى نشده، بلکه مسلط بر آنان است. [3]

در مورد “عصمت” نظریه‏ دیگرى وجود دارد که می‏گوید: “معصوم بر اثر بالا بودن مراتب شناخت خداوند متعال و دلباختگى نسبت به جمال و کمال حق به خود اجازه نمی‏دهد که گامى بر خلاف رضاى او بردارد، و عشق و علاقه انسان به معبود و درک جمال و جلال او و آگاهى از نعمت‏هاى بى پایان او در حق وى، آنچنان در روحش خضوع و فروتنى به وجود می‏آورد که هرگز به فکر گناه نمی‏افتد چه رسد به این که مرتکب گناه شود”. [4]

رابطه روح انسان با عصمت
روح انسان به لحاظ سیر تکامل و حرکت جوهری می‌تواند از مرتبه آغازین تجرد به عالی‌ترین درجه تجرد راه یابد. درجه تجرد هر روحی، به اندازه سیر و حرکت جوهری‌اش در تحصیل مراتب کمال و تجرد بستگی دارد. هر مقدار روح کامل‌تر شود، درجه متعالی‌‌تری پیدا می‌کند و کمالات و ملکات نورانی کامل‌تری نصیب او می‌شود. یکی از کمالات، ملکه عصمت است، هر گاه ملکه نورانی عصمت به حد نصاب لازم برسد و روح انسان به لحاظ عقل نظری و عقل عملی کامل شود، از هر گونه گرایش ناپسند دوری می‌کند و پیوسته جهت تحصیل ارزشی‌های انسانی و الهی می‌کوشد.

پس از دستیابی روح به ملکه عصمت، به اندازه صفا و نورانیت و درجه وجودی روح، ملکه عصمت او نیز متفاوت خواهد بود. پس ملکه عصمت، دارای درجات است و انسان‌های معصوم با این که همگی از مرتبه لازم عصمت بهره‌ مندند، مراتب و درجات عصمت‌شان متفاوت است. [5]

انواع عصمت
عصمت بر دو نوع است: عصمت علمى و عصمت عملى.

عصمت عملی یعنی کردارشخص معصوم صالح و مطابق با واقع است، و عصمت عملی یعنی دانش و علم شخص معصوم صائب و برخاسته از مبدئى است که هیچ گونه اشتباه و سهو و نسیان در آن راه ندارد؛ زیرا به مرحله‏ى عقل مجرد و شهود محض و کشف صحیح راه یافته است که در این مرحله وهم و خیال هم تابع عقل‏اند و هرگز در این مرحله وسوسه‏هاى شیطان راه ندارد ؛ زیرا آبشخور جهالت و نادانى و شیطنت‏ها و توهمات تنها منحصر به وهم و خیال است، و محدوده وهم و خیال، همانا وابستگى به جهان طبیعت است، اما در محدوده‏ى عقل ناب ، شیطان وهم و خیال را نرسد که طرفى ببندد. لذا اگر کسى در اندازه‏اى باشد و به حدی برسد که از عالم ماده و وهم و خیال و توهمات در گذرد و به سرچشمه‏ى حقایق برسد، امکان “عصمت” مى‏یابد و نفس ناطقه ی او در اثر اشتداد (استوار شدن) وجودى در رتبه‏ى فرشتگان یا برتر از فرشتگان قرار مى‏گیرد. [6]

درجات عصمت
در این قسم دو پرسش مطرح میشود؛
اول آنکه آیا انسان های معمولی میتوانند به ملکه عصمت دست یابند؟
دوم آنکه عصمت پیامبران چگونه عصمتی است؟

“عصمت”‌ به معناى مصون و در امان بودن و مانع شدن از ارتکاب عصیان و ابتلاى به نسیان…، داراى درجات و مراتبى است که انسان های معمولی میتوانند به درجاتی از آن برسند. ولی مرتبه و درجه اعلای آن اختصاص به انبیا و اوصیاى الهى دارد و این مقام تنها در مورد ایشان – به دلیل وجود نصوص قرآنى و روایات و انتصاب و اصطفاى ایشان براى رهبرى بشر، به عنوان خلافت الهى – قابل اثبات است ، برای هدایت بشر ، گرداندن امور حکومتی و در یک کلمه خلیفة الله بودن در روی زمین به درجه والای عصمت نیاز است یعنی لازمه پیشوای مردم قرار گرفتن دارا بودن از درجه اعلای عصمت است تا مردم بتوانند به پیشوایان دین اعتماد کنند و معارف را از آنان دریافت نمایند ، و خداوند هم به واسطه فیض خود این مراتب عصمت را به آنان اعطا کرد که این مسئله با اختیار معصوم در ترک گناه منافاتی ندارد بلکه معصوم خود اختیارا مرتکب گناه نمیشود ، و خداوند به دلیل ظرفیت والای آنان این تفضل را به آنان کرد و آنان را پیشوای مردم قرار داد (درحالیکه شایسته این مقام بودند). و در مورد سایر انسان ها، گرچه تا حدودى ملکه عصمت قابل دستیابى و شناسایى است، اما سیر دیگران به حد و مرتبه‏ ایشان نرسیده و شناسایى آنها نیز به واسطه‏ نص و اصطفا نمیباشد، بلکه به جهت بروز آثار و علایم آن، مثل: انجام کرامات و آگاهى از نیات و… قابل تشخیص است.

عصمت اکتسابی است یا خدادادی
عصمت از طرفي مستند به اختيار آدمى است ، و در انسانهايى يافت مى شود كه با حسن اختيار خود آن را كسب كنند و تمام تلاش خود را بکار ببندند تا به این ملکه دست یابند ، و تمام انسانها مى توانند به آن برسند و از طرفي هم موهبتي است و خداي متعال به حكمت بالغه خويش اين صفت را به كساني عطا نموده تا بدون اشتباه و خطا ، راهنمايان بشر به سوي سعادت باشند.

بنابراين عصمت مقام كسبى و موهبتى است كه انسان با اختيار خود آن را اكتساب مى كند اما توفيق الهى هم مى خواهد.

منابع

[1] طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 2، ص 134 (کلام فى عصمة الانبیاء).
[2] ر.ک: همان، ج 2، ص 136 – 134؛ ج 5، ص 77 – 75؛ جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر موضوعى قرآن کریم، ج 3، ص 292 – 197.
[3] همان، ج 5، ص 78.
[4] سبحانى، جعفر، منشور جاوید، ج 5، ص 14.
[5] صادقی، محمد امین، پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ص 48، نشر مؤسسه آثار امام خمینی، 1386ش.
[6] این مطالب برگرفته از بیانات استاد جوادى آملى است. تفسیر موضوعى قرآن مجید، ج 3، ص 202 – 199.

مطالعه بیشتر

soalcity.ir/node/159

tebyan.net/newindex.aspx?pid=271942

pasokhgoo.ir/node/33776

wikifeqh.ir

porseman.org/q/show.aspx?id=87619

the14.ir/10022


برچسب ها: , , , , , ,
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله ی امنیتی *