روح انسان همان مغز آدمی هست که با مرگش از بین می‌رود!

کد : 11096

متن شبهه یا سوال:

با برخی از این آتئیست ها بحثی بود می گفتند انسان دارای روحی جدای از بدنش نیست. روح انسان همان مغز آدمی هست که با مرگش از بین میرود، انسان دارای روحی جدای از بدن مادی نیست.
جواب چیست؟

پاسخ تفصیلی

علما و متکلمین برای پاسخگویی به این شبهه که یک شبهه قدیمی است ، براهین متعددی را ذکر کرده اند که در اینجا به یکی از آنها که محسوس تر و ملموس تر است اشاره میکنیم ؛

«برهان وحدت شخصیت»

یکی از دلایلی که براى استقلال روح مى توان ذکر کرد، مساله «وحدت شخصیت» در طول عمر آدمى است ، در حالیکه از نظر علمی ثابت شده است که ذرات و سلول های بدن در طول عمر بارها عوض مى شوند.

توضیح این که:
ما در هر چیز، شک و تردید داشته باشیم در این موضوع تردیدى نداریم که «وجود داریم».
مى توانیم بگوییم: «من هستم» و در هستى خود تردید ندارم، و علم من به وجود خودم به اصطلاح «علم حضورى» است، نه «علم حصولى» یعنى من پیش خود حاضرم و از خودم جدا نیستم.

به هر حال، آگاهى ما از خود روشن ترین معلومات ما است و احتیاج و نیازى ابداً به استدلال ندارد، و استدلال معروفى که «دکارت» فیلسوف معروف فرانسوى براى وجودش کرده که: «من فکر مى کنم پس هستم» استدلال زاید و نادرستى به نظر مى رسد؛ زیرا پیش از آن که وجود خود را اثبات کند دو بار اعتراف به وجود خودش کرده! (یک بار آنجا که مى گوید: «من» و بار دیگر آنجا که مى گوید «مى کنم» این از یکسو.

از سوى دیگر، این «من» ، از آغاز تا پایان عمر یک واحد بیشتر نیست «من امروز» همان «من دیروز» همان «من بیست سال قبل» مى باشد من از کودکى تاکنون یک نفر بیشتر نبودم، من همان شخصى هستم که بوده ام و تا آخر عمر نیز همین شخص هستم، نه شخص دیگر، البته، درس خوانده ام، با سواد شده ام، تکامل یافته ام، و باز هم خواهم یافت، ولى یک آدم دیگر نشده ام، و به همین دلیل، همه مردم از آغاز تا پایان عمر، مرا یک آدم مى شناسند، یک نام دارم یک شناسنامه دارم و …

اکنون حساب کنیم و ببینیم: این موجود واحدى که سراسر عمر ما را پوشانده، چیست؟ آیا ذرات و سلول هاى بدن ما و یا مجموعه سلول هاى مغزى و فعل و انفعالات آن است؟

اینها که در طول عمر ما بارها عوض مى شوند ؛ زیرا مى دانیم در هر شبانه روز میلیون ها سلول در بدن ما مى میرد و میلیون ها سلول تازه جانشین آن مى شود، همانند ساختمانى که تدریجاً آجرهاى آن را برون آورند، و آجرهاى تازه اى جاى آن کار بگذارند، این ساختمان بعد از مدتى به کلّى عوض مى شود اگر چه مردم سطحى نگر، متوجه نشوند.

بنابراین، یک آدم تا پایان عمر خود بیش از ده ها بار تمام اجزاى بدن او عوض شده است، روى این حساب، اگر همانند مادى ها انسان را همان جسم و دستگاه هاى مغزى، عصبى و خواص فیزیکوشیمیایى آن بدانیم، باید این «من» در طول عمر خود ده بار عوض شده باشد، و آن شخص سابق نباشد، در حالى که، هیچ وجدانى این سخن را نخواهد پذیرفت.

از اینجا روشن مى شود:
غیر از اجزاى مادى، یک حقیقت واحد ثابت در سراسر عمر، وجود دارد که همانند اجزاى مادى تعویض نمى شود، اساس وجود را، همان تشکیل مى دهد و عامل وحدت شخصیت ما، همان است»

برگرفته از تفسیر نمونه (جلد 12)

    مطالعه بیشتر

    the14.ir/11096


    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *