خدا به منزله ی یک «تابلو ایست» است که ذهن بشر را از کاوش بیشتر باز می‌دارد

کد شبهه : 11013

متن شبهه یا سوال:

خدا به منزله ی یک «تابلو ایست» است که ذهن بشر را از کاوش بیشتر بازمی‌دارد، برای صدها هزار سال اجداد ما انسان‌ها به این طریق خود را راضی نگه داشته بودند و شوربختانه پیشرفت اساسی صورت نگرفت.

مثلا اجداد ما نمی‌دانستند چرا باران می‌بارد، پس برایش دلایل فراطبیعی ساختند، یا اینکه نمی‌دانستند شهاب چیست و از کجا می آید، پس گفتند تیرهایی است از جانب شیطان، یا هیچ ایده ای درباره علت وجود خودشان نداشتند و افسانه آدم و حوا را ساختند و دیگر خرافات گوناگون.

امروز ما باید خوشحال باشیم که سرانجام دانشمندان خدا را از معادلات خود خارج کرده اند.
(به ویژه در چند قرن اخیر) و به توضیح طبیعی و علمی پدیده ها روی آورده اند؛ وگرنه هنوز هم با اسب و شتر حمل و نقل می‌کردیم و برای توضیح علت بیماری‌ها و درمان آن‌ها و جمله پدیده های گیتی، دست به دامان خدا و خرافات می‌شدیم .

پاسخ ما :
اشکال این است که هر زمان انسان پدیده ای را می بیند روح کنجکاو او برای یافتن علت بر می خیزد. اگر نتوانست علل طبیعی آن را بیابد دست به دامن عوامل ماورائ طبیعی می زند و می گوید مثلا خدا آن را بوجود آورده است اما وقتی تفسیر و علت طبیعی پدیده ها مشخص شد از مذهب عقب نشینی کرده تا در پناه پدیده ها و رویداد های ناشناخته موجودیت خود را حفظ کند.

پاسخ اجمالی

در متن فوق مغالطه صورت گرفته است.
بدینصورت که پیشرفت علمی را در تقابل با اعتقاد به خداوند قرار داده.
یعنی اینگونه بیان کرده که اگر اعتقاد به خدا وجود داشته باشد علم پیشرفت نخواهد کرد!

این درحالیست که هرچه بر علم یک انسان افزوده شود اعتقادش نسبت به خالق علم و عالم یعنی خداوند بیشتر میشود.

تقریبا میتوان گفت تمامی دانشمندان خداپرست بوده اند.
از انیشتن گرفته تا ابوعلی سینا که فقیه بود.
و نکته اصلی اینجاست که اسلام بشدت دعوت به علم آموزی میکند.
حتما این حدیث معروف را از پیامبر(ص) شنیده اید که فرمودند: ز گهواره تا گور دانش بجوی.
یا اینکه فرمودند طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.
و همچنین فرمودند علم بیاموزید اگرچه در چین (اشاره به راه بسیار دور) باشد.

نکته جالب اینجاست که در قرآن مطالب علمی بسیار زیادی آمده به طوری که برخی از این مطالب علمی در سال اخیر و بتازگی برای انسان ها اثبات شده.

بدیهیست که نگارنده متن یا نسبت به خدا و دین هیچ آگاهی نداشته و یا مغرض بوده.

پاسخ تفصیلی

1.مهم ترین عیب این فرضیه آن است که با اساسی ترین دلیل توحید و خداشناسی که برهان نظم است تضاد غیر قابل انکاری دارد. بزرگان از دیرباز برای اثبات مقصود خود روی نظام کائنات و جهان هستی تکیه می کرده اند و وجود این نظام را دلیل و نشانه وجود یک مبدا علم و قدرت و تاثیر او در ابداع و خلقت جهان می دانستند. بنابراین خدا در لابلای بی نظمی ها و حوادث مبهم و تاریک جستجو نمی شود بلکه در میان روشنایی ها و قسمت های شناخته شده از نظام هستی از آن خبر گرفته میشود چنان که البرت وینچستر زیست شناس معروف می گوید:

«هر وقت کشف تازه ای در دنیای علم به وقوع میپیوندد صدها مرتبه بر استواری ایمان من می افزاید و آثار شرک و وسوسه نهانی را که کم و بیش در باطن معتقدات ما وجود دارد از میان می برد و جای آن را به افکار عالی خداشناسی و توحید می بخشد»
آفریدگار جهان،ص11

2.بسیاری از اندیشمندان بزرگ که بیش از دیگران از علل پدیده ها آگاه بوده و هستند اعتقاد جزمی و یقینی به وجود خدای حکیم داشته و دارند و چنین نیست که اعتقاد به وجود خدا ناشی از جهل باشد. دانشمندانی نظیر انیشتین و کرسی مورس و الکسیس کارل و … که مقالاتی پیرامون وجود خدا نوشته اند که بخشی از آنان در کتاب اثبات وجود خدا آمده است.

3.اگر کسانی خدا را به عنوان پدید آورنده پدیده های مجهول العله شناخته اند و با کشف علل طبیعی از عقیده خود عقب نشینی کرده اند باید این مساله را دلیل بر ضعف ایمان آنان دانست نه دلیل بر بی اعتباری خداوند واین مساله در میان افراد بی سواد و تعلیم نایافته وجود دارد. چرا که هر نظمی و هر رابطه علت و معلولی به ما بیشتر میفهماند که ناظمی و خالقی وجود دارد که بدانها نظم بخشیده و متوجه میشویم که در همه پدیده ها نظمی حاکم است و این امر ما را بیشتر تشویق میکند تا به تحقیق بپردازیم و این رابطه ها را کشف کنیم.

4.مساله مهم دیگر آنکه شما گمان می کنید که ما بر سر دوراهی قرار گرفته ایم یا باید علل طبیعی را بپذیریم و یا خدا را و هرگز قبول این دو با هم سازگار نیست.
به تعبیر دیگر تصور می کنید که اعتقاد به وجود خدا یعنی مبدئی که به طور مستقیم و بدون هیچ واسطه پدیده ها را به وجود آورده و بنابراین کشف هر علت طبیعی مساوی با نفی دخالت خدا در آن است.
اما این تصور صحیح نیست زیرا ما معتقد هستیم که جهان مجوعه ای از اسباب و علل حساب شده است که خداوند مسبب الاسباب ان است چنان که امام صادق فرمود:
« خداوند ابا دارد از این که پدیده ها بدون دخالت علتشان بوجود اید»
الکافی ج1 ص183

به این ترتیب ما نه تنها قانون علیت را انکار نمی کنیم بلکه جهان طبیعت و علل و اسباب آنها را خواسته و فعل خدا می شمریم.
پیدایش مذاهب،ایت الله مکارم شیرازی،ص21

5.کدام عقل سلیمی میتواند بپذیرد که دین اسلام که از بدو ظهورش با خرافات مبارزه کرده و همواره دعوت به تفکر ، تعقل ، علم آموزی داده ، مانع و سدی برای پیشرفت است ، دینی که میگوید:
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ (زمر: 9)
بگو: ﺁﻳﺎ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻳﻜﺴﺎﻧﻨﺪ؟ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪﺍﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﭘﻨﺪﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.

یا دینی که زکات علم را در نشر و تعلیم آن میداند مانع پیشرفت است؟!!!

با وجود این همه آیات قرآن و احادیث و توجه بزرگان دین به علم اندوزی ، تعلیم و تعلم و همچنین دانشمندان و مخترعان ، همچون ابن سینا ، رازی و … که با یک جست و جوی ساده در اینترنت میتوان با نام و کارهای ماندگار آنها آشنا شد ، مجالی برای دشمنان دین باقی نمی ماند که در این حوزه (علم و دانش) اظهار نظر کنند و بخواهند دین را بچالش بکشند.

مطالعه بیشتر

the14.ir/11013


برچسب ها: , , , ,
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله ی امنیتی *