حسین بن علی شخصیت چندان اخلاقمداری نبوده!

کد : 11087

متن شبهه یا سوال:

حسین به اموال یزید دستبرد زد:
در روایتی که در یکی از معتبرترین کتب تاریخ مسلمانان یعنی تاریخ طبری با سند صحیح آمده حسین بن علی امام سوم شیعیان شخصیت چندان اخلاقمداری نبوده.

متن روایت:
قال ابومخنف:حدثنی الحارث بن کعب الوالبی،عن عقبة بن سمعان قال:

ترجمه: عقبه بن سمعان گوید: وقتی حسین از مکه درآمد فرستادگان عمرو بن سعید بن عاص به سالاری یحیی بن سعید راه او را گرفتند و گفتند: باز گرد، کجا میروی؟!….والخ
آنگاه حسین برفت تا به تنعیم رسید و کاروانی آنجا دید که از یمن می آید و بحیر بن ریسان حمیری که از جانب یزید عامل یمن بود برای وی فرستاده بود که پیش یزید می بردند. حسین کاروان را بگرفت و همراه ببرد(کاروانی که متعلق به وی نبود را صاحب شد), پس از آن به شتر بانان گفت: شما را مجبور نمیکنم، هر که خواهد با ما به عراق آید کرایه او را می دهیم و مصاحبتش را نیکو می داریم وهر که نخواهد همینجا از ما جدا شود کرایه او را به قدر مسافتی که پیموده می دهیم.

تاریخ الطبری، جلد پنجم، ص385 و 386 به تحقیق محمد ابراهیم،چاپ دارالمعارف مصر

حسین بن علی در راه کربلا به کاروانی تعلق به عامل یزید در یمن بر می خورد که اقلامی را برای یزید به دمشق می برده است. ایشان کاروان را توقیف کرده و اموال آن را صاحب شده و با رأفت اسلامی به شتربانان می فرماید دوست دارید بار را برای من تا عراق بیاورید، دوست ندارید برید.
اینکه این امام معصوم و عاری از گناه! مگر برای امر به معروف نرفته بود ؟ خوب چرا سر راه دست به دزدی و راهزنی میزند ؟؟

پاسخ اجمالی

۱. سند روایت مخدوش است و قابل استناد و اعتنا نمی باشد.

۲. بر فرض که این روایت را بپذیریم این کار امام راهزنی به حساب نیامده بلکه تصرف امام بنابر منصب امامت تصرف به حق بوده.

3. بعد از عهد شکنی معاویه در اعلام ولایت عهدی فرزندش یزید (که بر خلاف مفاد صلح نامه امام حسن مجتبی و معاویه بود)، امام حسین حکومت یزید را نامشروع دانسته و وظیفه خود را مخالفت و قیام در برابر آن می دانست.
امام از جانب خداوند حاکم و امام بوده است که یزید حق حکومت او را سلب کرده بود و امام حق تصرف در اموال حکومتی را داشته است، بعبارت دیگر حکم امور مسلمین با امام زمان است و آن حضرت به آنها احق است.

پاسخ تفصیلی

برای پاسخگویی از دومنظر به مطلب بالا نگاه میندازیم ؛

الف. بررسی سندی روایت:

1. در رابطه با تاریخ طبری باید گفت که اگر چه این کتاب از کتب تاریخی کهن بوده و مطالب مفید و ارزشمندی در آن است ، ولی از کتاب های معتبر (نزد شیعه) بحساب نمی آید، چون؛

– طبری بدون تحقیق درباره سند؛ همه روایات و نقل قول اشخاص را در کتاب خود درج کرده
– طبری بیشتر رخدادها بویژه اتفاقات صدر اسلام را با تفصیل نقل می‌کند، اما از برخی وقایع مهم؛ مانند جریان حجةالوداع و واقعه غدیر خُم به سادگی می‌گذرد
– اعتماد به راویان غیر معتمد، مجهول و دروغ‌گو؛ مانند: «سیف بن عمر» و «محمد بن حمید رازی»
– طبری گاهی روایات اسطوره‌ای و افسانه‌ای را نقل می‌کند
– و …

2. در سند روایت ارسال وجود دارد و برخی از راویان ذکر نشده اند. روشن است که روایت مرسل قابل استناد نیست. بین ابو مخنف که در عصر امام صادق علیه السلام بوده با عقبه بن سمعان که از یاران امام حسین علیه السلام بوده راویانی بوده اند که ذکر نشده و تنها به یک راوی اشاره شده است.

3. روایت طبری از ابو مخنف هم ارسال دارد. زیرا طبری مستقیما از ابو مخنف نقل می کرد در حالی که سال ها بین آنها فاصله است. با یک روایت مرسل و بدون سند نمی توان بر مطلبی بدین مهمی استدلال کرد.

4. یکی از افرادی که در سند روایت واقع شده است حارث بن کعب والبی است که مجهول است لذا روایتش مردود است.
(مستدرکات علم رجال الحدیث ج2 ص275)

5. در کتبی همانند ارشاد شیخ مفید سخنی از مصادره اموال نیست و فقط آمده است که امام در منزل تنعیم شتران این کاروان را اجاره کرده بود.
(الارشاد ج2 ص68)

ب. بحث دلالت:
لازم بذکر است در صورتیکه این روایت را بپذیریم این کار امام راهزنی به حساب نیامده بلکه تصرف امام بنابر منصب امامت تصرف به حق بوده و علاوه برا آن نوعی اقامه مخالفت با حاکم نامشروع زمان است؛

بعد از عهد شکنی معاویه در اعلام ولایت عهدی فرزندش یزید (که بر خلاف مفاد صلح نامه امام حسن مجتبی و معاویه بود)، امام حسین حکومت یزید را نامشروع دانسته و وظیفه خود را مخالفت و قیام در برابر آن می دانست و از همان روزهای نخست حکومت یزید حرکت اعتراضی خود را آغاز کردند و به مکه رفتند. بعد از اینکه مأموران یزید در صدد بودند با هتک حرمت مکه و بیت الله آن حضرت را به قتل بر سانند، حج خود را ناتمام گذاشته و مکه را به قصد عراق ترک کردند. در این زمان مبارزه بین امام و مأموران مخفی یزید شروع شده بود. در منزل تنعیم که بعد از مکه در مسیر عراق قرار گرفته است امام در راستای مبارزه خود دستور مصادره اموال کاروان یزید را صادر کردند و با این کار خود عدم مشروعیت یزید را عملاً به همگان اعلام نمودند.

امام از جانب خداوند حاکم و امام بوده است که یزید حق حکومت او را سلب کرده بود و امام حق تصرف در اموال حکومتی را داشته است، بعبارت دیگر حکم امور مسلمین با امام زمان است و آن حضرت به آنها احق است (برای مصرف در امور مسلمین) تا یزید با آنهمه فسادهایی که در تواریخ از آنها نام برده اند، امام بنابر مصلحتی که دیدند اقدام به این کار کردند و روشن است که این تصرف در مال غیر نبوده است بلکه اموالی بوده است که تصرف در آن حق امام بوده و یزید به ناحق در آن تصرف کرده بود.

– راهنما:
اخبار و حدیث‏هایی که به پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) انتساب دارند، یا دارای یک زنجیره سند تکمیل تا شخص معصوم هستند، یعنی همه افراد و راویان حدیث تا امام معصوم، نامشان ذکر شده است، یا این که سندشان تکمیل نیست، بلکه یک یا چند نفر از راویان سند، نامشان حذف شده است، در صورت اوّل حدیث را سند و در صورت دوم مرسل مینامند.

حدیث مرسل از احادیث ضعیف به شمار میرود.

مطالعه بیشتر

pasokhgoo.ir/node/38428

islamquest.net/fa/archive/question/fa56459

pasokhgoo.ir/node/1848

the14.ir/11087


برچسب ها: , , , , , , ,
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله ی امنیتی *