جایگاه مردم در نظام ولایی

کد 6485

متن شبهه یا سوال:

جایگاه مردم اساسا در نظام ولایی! و حاکمیت اسلام کجاست؟ آیا اصلا اسلام برای مردم در نظام سیاسی جایگاه و نقشی هم قائل هست؟

پاسخ اجمالی

به این آیه توجه بفرمایید:
«و از منافقان كسانى هستند كه همواره پيامبر را آزار مى‏‌دهند، و مى‏‌گويند: شخص زود باور و نسبت به سخن اين و آن سراپا گوش است. بگو: او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باورِ خوبى است، به خدا ايمان دارد و به مؤمنان اعتماد مى‏‌ورزد، و براى كسانى از شما كه ايمان آورده‏‌اند، رحمت است، و براى آنانكه همواره پيامبر خدا را آزار مى‏‌دهند، عذابى دردناك است‏». (توبه/61)

در این آیه، برخی از شاخصه های رفتار اجتماعی پیامبر ترسیم شده است. رفتارهایی که خود، زیربنای ایدئولوژیک یک جامعه را پی ریزی کرده و افق حاکمیتِ حاکم اسلامی را روشن می‌سازد. دقت کنید:

• گوش شنوا داشتن برای شنیدن سخن و درک دردها و آلام مردم.
• ایمان به خدا
• باور و اعتماد به مردم مومنی که آحاد جامعه اسلامی را تشکیل می‌دهند.

این‌ها گوشه ای از نگاه راهبردی اسلام به نقش مردم در پایه گذاری حاکمیت اسلام است. نکته جالب و شگفت انگیز آیه، در آنجایی است که «ایمان به خدا و پذیرش ولایت الهی» در کنار «باور و اعتماد به مردم» بعنوان دو بال اصلی تئوری حکومت اسلامی مطرح می‌گردد. «یومن بالله و یومن بالمومنین» یعنی نمی‌توان نقش اساسی مردم را در شکل گیری حکومت اسلامی نادیده گرفت، که اگر غیر از این بود، باید به همان «یومن بالله» اکتفا می‌شد. و این دقیقا همانجایی است که نطفه «مردم سالاری دینی» بسته می‌شود.

در آیات دیگری به صراحت به پیامبر دستور داده می‌شود که در امور مهم و سرنوشت ساز از تک روی پرهیز کرده و با مردم به مشورت بنشیند. «و شاورهم فی الامر/ در مسائل مهم با مردم مشورت کن» (آل عمران/159) اینجاست که تهمت نابخشودنیِ «عدم توجه به آراء مردم» پرده از چهره نفاق بر می‌اندازد که «چه کسی می‌گوید اسلام برای نقش مردم اهمیت و ارزشی قائل نیست؟»

اگر رای و نظر مردم اهمیتی نداشت، امیرالمومنین (ع) حضور انبوه مردم برای بیعت با ایشان را سرِ دست نمی‌گرفت که «ناگهان ديدم مردم چون يال كفتار پيرامونم ريختند و از هر طرف در من آويختند. آن چنان كه حسن (ع) و حسين (ع) لگدمال شدند و جامه و رداى من پاره شد. و مانند انبوه گوسفندان مرا در بر گرفتند تا بيعت كنند». (ترجمه نهج البلاغه، احمدزاده/ص12) چون تا مقبولیت عمومی و مردمی نباشد، مشروعیتِ حاکمیت، امکان ظهور و بروز نمی یابد، که اگر غیر از این بود سایر ائمه معصومین که از مشروعیت الهی برخوردار بودند، منتظر زمینه های مقبولیت مردمی نمی ماندند. چرا که تا خود مردم احساس نیاز نکرده و حاکمیت ولیّ خدا را نخواهند، تغییری در سرنوشت شان رخ نخواهد داد.

بررسی جایگاه مردم از دیدگاه امام خمینی ره و تاکیدات مقام معظم رهبری نشان می‌دهد که امامین انقلاب نیز مردم را عظیم ترین پشتوانه و سرمایه برای نیل به اهداف بلند انقلاب اسلامی می‌دانند؛ در عین توجه به این نکته که نگاه ایشان به مردم در پرتو گرایش‌های مدرن مردم سالارانه نبوده است. حضور مردم در صحنه های مبارزاتی انقلاب و نیز سال‌های دفاع مقدس و جا نمایی نقش پر رنگ مردم در فرایند انتخاب بالاترین مقامات اجرایی و قانونگذاری کشور، خبر از همین نگاهِ بلند به مقوله «مردم سالاری دینی» و «نقش مردم در حکومت ولایی» می‌دهد.

پاسخ تفصیلی

قبل از هر پاسخی به سوال فوق، به این آیه توجه بفرمایید:

«وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم‏/ و از منافقان كسانى هستند كه همواره پيامبر را آزار مى‏‌دهند، و مى‏‌گويند: شخص زود باور و نسبت به سخن اين و آن سراپا گوش است. بگو: او در جهت مصلحت شما سراپا گوش و زود باورِ خوبى است، به خدا ايمان دارد و به مؤمنان اعتماد مى‌‏ورزد، و براى كسانى از شما كه ايمان آورده‌‏اند، رحمت است، و براى آنانكه همواره پيامبر خدا را آزار مى‏‌دهند، عذابى دردناك است‏». (توبه/61)

در این آیه، برخی از شاخصه های رفتار اجتماعی پیامبر ترسیم شده است. رفتارهایی که خود، زیربنای ایدئولوژیک یک جامعه را پی ریزی کرده و افق حاکمیتِ حاکم اسلامی را روشن می‌سازد. دقت کنید:

• گوش شنوا داشتن برای شنیدن سخن و درک دردها و آلام مردم
• ایمان به خدا
• باور و اعتماد به مردم مومنی که آحاد جامعه اسلامی را تشکیل می‌دهند.

این‌ها گوشه ای از نگاه راهبردی اسلام به نقش مردم در پایه گذاری حاکمیت اسلام است. نقشی که شاید در هیچکدام از ادیان و مکاتب الهی و غیر الهی تا این اندازه مورد توجه قرار نگرفته است. نکته جالب و شگفت انگیز آیه، در آن‌جایی است که «ایمان به خدا و پذیرش ولایت الهی» در کنار «باور و اعتماد به مردم» بعنوان دو بال اصلی تئوری حکومت اسلامی مطرح می‌گردد. «یومن بالله و یومن بالمومنین» یعنی نمی‌توان نقش اساسی مردم را در شکل گیری حکومت اسلامی نادیده گرفت، که اگر غیر از این بود، باید به همان «یومن بالله» اکتفا می‌شد. و این دقیقا همانجایی است که نطفه «مردم سالاری دینی» بسته می‌شود.

این آیه زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که می‌بینیم در آیات دیگری به صراحت به پیامبر دستور داده می‌شود که در امور مهم و سرنوشت ساز از تک‌روی پرهیز کرده و با مردم به مشورت بنشیند. «و شاورهم فی الامر/ در مسائل مهم با مردم مشورت کن» (آل عمران/159) اینجاست که تهمت نابخشودنیِ «عدم توجه به آراء مردم» پرده از چهره نفاق بر می‌اندازد که «چه کسی می‌گوید اسلام برای نقش مردم اهمیت و ارزشی قائل نیست؟»

اگر رای و نظر مردم اهمیتی نداشت، امیرالمومنین حضور انبوه مردم برای بیعت با ایشان را سرِ دست نمی‌گرفت که «ناگهان ديدم مردم چون يال كفتار پيرامونم ريختند و از هر طرف در من آويختند. آن چنان كه حسن (ع) و حسين (ع) لگدمال شدند و جامه و رداى من پاره شد. و مانند انبوه گوسفندان مرا در بر گرفتند تا بيعت كنند». (ترجمه نهج البلاغه، احمدزاده/ص12)

چون تا مقبولیت عمومی و مردمی نباشد، مشروعیتِ حاکمیت، امکان ظهور و بروز نمی‌یابد، که اگر غیر از این بود سایر ائمه معصومین که از مشروعیت الهی برخوردار بودند، منتظر زمینه های مقبولیت مردمی نمی‌ماندند. چرا که تا خود مردم احساس نیاز نکرده و حاکمیت ولیّ خدا را نخواهند، تغییری در سرنوشت شان رخ نخواهد داد که «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ/ خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند!» (رعد/11)

بررسی جایگاه مردم از دیدگاه امام خمینی ره و تاکیدات مقام معظم رهبری نشان می‌دهد که امامین انقلاب نیز مردم را عظیم‌ترین پشتوانه و سرمایه برای نیل به اهداف بلند انقلاب اسلامی می‌دانند؛ در عین توجه به این نکته که نگاه ایشان به مردم در پرتو گرایش‌های مدرن مردم سالارانه نبوده است. از این رو، بایستی ارائه جایگاه واقعی مردم در قالب نظام جمهوری اسلامی و هماهنگی تامّ آن با اصل ولایت، و به عبارت دیگر تبیین دیگر باره مردم سالاری دینی از دیدگاه اسلام، از محورهای جدی پژوهش در حوزه های علمیه و دانشگاه‌ها به حساب آید.

حضور مردم در صحنه های مبارزاتی انقلاب و نیز سال‌های دفاع مقدس و جا نمایی نقش پر رنگ مردم در فرایند انتخاب بالاترین مقامات اجرایی و قانونگذاری کشور، خبر از همین نگاهِ بلند به مقوله «مردم سالاری دینی» و «نقش مردم در حکومت ولایی» می‌دهد.

نهایتا اینکه، با توجه به ایدئولوژی حکومت اسلامی و بیانات امام خمینی ره و رهبر معظم انقلاب، می‌توانیم بگوییم: اتفاقا دموکراسی واقعی تنها در پرتو اسلام و حکومت اسلامی امکان تحقق دارد. مشروعیت چنین حکومتی برخاسته از حکم الهی و مقبولیت آن، متکی بر آرای مردمی است که حضور مردم در تعیین نوع حکومت و در مرحله قانونگذاری و حتی انتخاب غیر مستقیم رهبر و نظارت بر اهم امور کشور توسط نمایندگان مردمی، از مصادیق جمهوریت نظام است.

    مطالعه بیشتر

    the14.ir/6485


    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *