آیا یوگا صرفا یک ورزش است؟

کد 6144

متن شبهه یا سوال:

با توجه به اینکه یوگا در کشور دارای فدراسیون بوده و در دنیا به عنوان ورزش مطرح است برخی همچنان اصرار دارند که یوگا را چیزی غیر از یک ورزش معمولی نشان دهند. به نظر شما یوگا اگر ورزش نیست پس چیست؟

پاسخ اجمالی

باید دانست که «یوگا» به عنوان یک ورزش ذهنی ـ بدنی معرفی می‌شود و معمولا افکار عمومی آن را صرفا ورزش تصور می‌کنند. اما محققان بی‌طرف آن را به عنوان یک راه معنوی معرفی کرده اند و اساتید یوگا نیز آن را بسیار متفاوت از ورزش می‌دانند به عنوان مثال جناب آقای سید جلال الدین موسوی نسب ملقب به آناندا جیوتی که پدر یوگای ایران معرفی می‌شود در پاسخ به این سوال می‌گوید: قبولِ اینکه یوگا فقط یک ورزش بدنی است که به کار چاقی و لاغری یا بدن سازی می‌خورد کوته نظری است. (گنجینه اسرار یوگا،ص38) ایشان در جای دیگری می‌نویسد: پرهیز کنید از معلمی که یوگا را ورزش بداند.

در تحقیقاتی که محققان دانشگاه کانکتیکات آمریکا که بر روی بیش از 500 نفر از افراد مشغول به یوگا در سطح کشور آمریکا داشته اند دریافتند که: بسیاری از افرادی که یوگا کار می‌کنند، در ابتدا با انگیزه های سلامت جسمی و روانی وارد یوگا می‌شوند؛ اما پس از مدتی با ابعاد معنوی یوگا آشنا شده و همین موضوع هم انگیزه اصلی آنان برای ادامه فعالیتشان در این زمینه است.

پس باید دانست آنچه که در کتاب ها یا در مراکز عمومی به صورت علنی آموزش داده می‌شود، همه واقعیت یوگا نیست. بلکه کتاب ها و کلاس های گوناگون نقطه شروع و دروازه ورود افراد به یک مرام و مراسم سرّی و محرمانه معنوی است، که براستی واقعیت های آن به راحتی قابل بازگو کردن نیست. (ساتیاسنگ آناندا/ص 68)

به هم ریختگی معانی کلماتی چون مهربانی، قناعت، خدا و… از مشکلات مهمی است که فرد بعد از مدتی با آن‌ها روبرو می‌شود. او می‌بیند مثلا تعریفی که او از مهربانی داشته با مفهومی که دارند به او می‌آموزند بسیار متفاوت است. به عنوان مثال، مفهوم مهربانی در یوگا یعنی: آزار پذیری، به این شکل که اگر کسی به تو آزاری رساند از او جلوگیری نکن! حتی اگر کار او آزار رساندن و ظلم به دیگران باشد! و یا در مثال دیگر، قناعت یعنی تهی شدن از تمام عواطف و غرائز انسانی! این در حالیست که «موجودی که از تمام عواطف و غرائز انسانی تهی باشد دیگر انسان نیست».

پس به اذعان کارشناسان و محققان، یوگا نه یک ورزش، بلکه یک طریقت معنوی هندی است که اهدافی غیر از تناسب اندام و سلامتی جسم، در ورای آن نهفته است.

پاسخ تفصیلی

قبل از هرچیز باید دانست که «یوگا» به عنوان یک ورزش ذهنی ـ بدنی معرفی می‌شود و معمولا افکار عمومی آن را صرفا ورزش تصور می‌کنند. اما محققان بی‌طرف آن را به عنوان یک راه معنوی و اسرار آمیز معرفی کرده اند و اساتید یوگا نیز آن را بسیار متفاوت از ورزش می‌دانند به عنوان مثال جناب آقای سید جلال الدین موسوی نسب ملقب به آناندا جیوتی که پدر یوگای ایران معرفی می‌شود در پاسخ به این سوال می‌گوید: قبولِ اینکه یوگا فقط یک ورزش بدنی است که به کار چاقی و لاغری یا بدن سازی می‌خورد کوته نظری است. (گنجینه اسرار یوگا،ص38) ایشان در جای دیگری می‌نویسد: پرهیز کنید از معلمی که یوگا را ورزش بداند. (هاتا یوگا/ صفحه ع) خانم سیما میرحسینی هم که یکی از مربیان معتمد یوگا در کشور است در این باره اینگونه اظهار نظر می‌کند که: در کلاسهایم همواره گفتار بزرگان یوگا و متون کهن را مد نظر داشته و سعی کرده ام تا به جوهر و اصل یوگا که دستیابی به حقیقتِ وجود و خودِ واقعی است و نه صرفا حرکات ورزشی، بپردازم (شماره 64 مجله دانش یوگا: ص10).

البته کسانی که در مراحل ابتدایی راه، با یوگا آشنا می‌شوند، آن را به صورت حرکات جسمی می‌شناسند و ممکن است برای لاغری یا زیبایی اندام و حتی رسیدن به آرامش از آن استفاده کنند، اما به تدریج آن را به عنوان یک ورزش ذهنی و سپس به عنوان یک راه معنوی به کار می‌گیرند و به مسیری وارد می شوند که از ابتدا تصوری از آن نداشته اند.

در تحقیقاتی که محققان دانشگاه کانکتیکات آمریکا در مطالعه ای که بر روی بیش از 500 نفر از افراد مشغول به یوگا در سطح کشور آمریکا داشته اند دریافتند که: بسیاری از افرادی که یوگا کار می‌کنند، در ابتدا با انگیزه های سلامت جسمی و روانی وارد یوگا می‌شوند؛ اما پس از مدتی با  ابعاد معنوی یوگا آشنا شده و همین موضوع هم انگیزه اصلی آنان برای ادامه فعالیتشان در این زمینه است. این پژوهش که بر روی 360 کارآموز و 156 مربی یوگا صورت گرفته، در شماره 21 نشریه علمی «سلامت روانی» منتشر شده  است. هر دو گروه ـ یعنی کارآموزان و مربیان ـ هدف اولیه شان از ورود به یوگا را مسائلی چون: تناسب اندام، رهایی از استرس و…  بیان کرده اند. این در حالی است که بیش از 62 درصد از کارآموزان و 85 درصد از مربیان، عنوان کرده اند که پس از مدتی هدفشان به سمت ابعاد معنوی یوگا تغییر کرده است.

باید دانست که فارغ از قضاوت‌ها یوگا در حقیقت تعالیمی سرّی است که سینه به سینه منتقل شده است (شایگان/ص630) به همین دلیل هم هست که می‌گوییم آنچه در کتاب ها یا در مراکز عمومی به صورت علنی آموزش داده می شود، همه واقعیت یوگا نیست. بلکه کتاب ها و کلاس های گوناگون نقطه شروع و دروازه ورود افراد به یک مرام سرّی و محرمانه معنوی هستند، که براستی واقعیت های آن به راحتی قابل بازگو کردن نیست.(ساتیاسنگ آناندا/ص 68) اما توجه درست و بررسی دقیق مبانی و آموزش های یوگا به صورت یک مجموعه پیوسته، بسیاری از حقایق را روشن خواهد کرد. حال این سوال پیش می‌آید که، «خب حتی اگر یوگا یک مرام معنوی باشد، چه اشکالی متوجه موضوع خواهد بود؟»

متاسفانه به دلیل عدم نگرش صحیح به مجموعه آموزه های یوگا و ترجمه های تحریف آمیز از منابع یوگایی موجب شده است، که برخی از افراد ناآگاه یوگا را با عرفان اسلامی تطبیق داده و حتی این دو را  برابر می‌انگارند. در حالی که تفاوتی بسیار عظیم و شکافی شگرف میان این دو است. اگر جمله ای را از منابع یوگا برگیریم و آن را در سیستم ارزشی، معنوی و اخلاق اسلامی درک کنیم، ممکن است بسیار زیبا به نظر برسد، اما وقتی آن را در متن خود یوگا قرار می‌دهیم، معنای آن به کلی تغییر می‌کند. به طور مثال، تعریفی که یوگا از خدا، عبادت، معنویت، پرهیزکاری، قناعت و مهربانی به دست می دهد با تعریف صحیح و اسلامی آن کاملا متفاوت است. به همین دو نمونه توجه کنید:

«قناعت» در فرهنگ اسلامی و انسانی ما، یعنی «اکتفا کردن به اندک، طمع ورزی نکردن و ضد اسرافکاری». وقتی شما در ابتدای راه ورود به یوگا هستید، با لفظ قناعت که روبرو می‌شوید، طبیعتا با توجه به پیشینه ذهنی تان، همین مفهوم که گفتیم در وجود شما نمایان می‌شود، ولی بعدها می‌بینید که «یوگا» منظور دیگری از قناعت داشته و تعریف دیگری به شما ارائه می‌دهد. از دیدگاه یوگا، «قناعت» نه در مفهوم مادی بلکه در معنای روانشناختی آن، یعنی «نداشتن عقده و ناراحتی» به کار گرفته می‌شود. به عبارت ساده تر، قناعت یعنی «بی خیال شدن نسبت به همه چیز منظور است» (ساتیاناندا/ص243). دور کردن انسان از هرچه که مورد علاقه اوست، اعم از روابط اجتماعی، آرزو، محبت، تنفر، احساس گناه و مفاهیمی از این دست. می‌بینید که تعریف «قناعت» از دیدگاه یک خانواده ایرانی با تعریف «قناعت» از دیدگاه یوگا بسیار متفاوت است.

مفهوم «مهربانی» هم دچار همین دگرگونی است. ببینید، مهربانی با کسانی که با شما مهربانند و یا حتی از روی سهل انگاری و خطا آسیب و آزاری به شما می‌رسانند یک توصیه اخلاقی رایج است، اما مهربانی کردن با کسانی که کاری جز آزار شما و دیگران ندارند، آیا معیار برای مهربانی است، یا به معنای «خود آزاری» و پذیرش ظلم و ستم دیگران است؟! مهربانی در تعریف یوگا، یعنی «آزار پذیری». البته در ورزشی! که بزرگان آن بر روی میخ می خوابند و در سرما و گرما، بصورت عریان در غارها زندگی می کنند، مهربانی مفهوم دیگری هم نمی‌تواند داشته باشد!

مفاهیم دیگری چون خدا، پرهیزکاری و عبادت هم همین وضعیت را دارند. اگر کسی گمان کند که این مفاهیم ارزشمند ـ مثل همین قناعت و مهربانی ـ در یوگا هم، در چارچوب فکری یک ایرانی مسلمان تعریف شده است، هنوز به درک درستی از یوگا نرسیده است و صد البته، به تدریج به او آموخته خواهد شد که «چیزی که تو از قناعت و مهربانی می‌فهمی با واقعیت!! ـ بخوانید با یوگا ـ متفاوت است». همین مسئله موجب می‌شود که برداشت او از مفاهیم انسانی و حتی دینی تغییر کند؛ به تغییر نگرش نسبت به اسلام هم برسد و نهایتا اسلام را هماهنگ با یوگا بفهمد! در حالی که دیدیم، بسیاری از این معادل گذاری ها اساسا اشتباه است و هنگامی که به تعاریف آنها توجه کنیم، این اشتباهات آشکار می‌شود. نتیجه اینکه، یوگا علیرغم ظاهر جذاب آن بیش از اینکه یک ورزش برای سلامتی جسم باشد، یک طریقت معنویِ هندی است که چه بسا باعث بیماری روح گردد.

    مطالعه بیشتر

    the14.ir/6144


    برچسب ها: ,
    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *