آیا کشتن مخالفان در اسلام جایز است؟!

کد 6439

متن شبهه یا سوال:

اسلام شعار محترم بودن خون انسان‌ها را سر می‌‌دهد اما خون مخالفان و کفار را محترم نمی‌شمرد.

پاسخ اجمالی

باید دانست در فرهنگ اسلامی غیر مسلمانان به چهار دسته زیر تقسیم می‌شوند:

اول: اهل ذمه که اقلیت‌های غیر مسلمانی هستند که در داخل کشورهای اسلامی زندگی کرده و تابع قوانین آن کشورند. حاکم اسلامی در برابر مالیاتی که از ایشان دریافت می‌کند، مکلف است تا از جان و مال و ناموس ایشان به عنوان شهروند خود دفاع کند.

دوم: معاهد؛ ایشان نیز غیر مسلمانانی هستند که با دولت اسلامی مناسبات دوستی دارند و پیمان های تجاری، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی و امنیتی با حاکم اسلامی امضا می‌کنند. در آموزه‌های اسلامی، این دسته نیز به دلیل معاهدات فیمابین، دارای حرمت بوده و حتی در برخی موارد بسان افراد مسلمان باید با آن‌ها رفتار نمود. بطور مثال در قرآن کریم، پرداخت دیه فرد مقتول در صورتی واجب است که خانواده او مسلمان و یا از غیر مسلمانانِ هم پیمان با حکومت اسلامی باشند.

سوم: مهادن؛ کشورهایی هستند که با دولت اسلامی نه در حال جنگ‌اند و نه پیمان صلحی منعقد نموده اند. شاید بتوان این دسته را همان جامعه و یا گروه‌های بی‌طرف نام نهاد. حاکم اسلامی در قبال این دسته نیز موظف به رعایت اصول اخلاقی و انسانی است.

چهارم: محارب؛ گروه‌ها و یا کشورهایی هستند که با دولت اسلامی و جامعه مسلمانان از در جنگ وارد شده و با آن‌ها در حال ستیزند و از هیچ‌گونه کارشکنی علیه ایشان کوتاهی نمی‌کنند. این‌ها را می‌توان همان کفار حربی نام نهاد که جامعه و حاکم اسلامی در قبال ایشان هیچ تعهدی نداشته و حرمتی از نظر قانونگذار اسلامی ندارند. با توجه به این نکات، در اسلام، تنها قتل و سرکوب کسانی مجاز است که جزء گروه چهارم بوده و علنا یا به دشمنی با مسلمین می‌پردازند و یا در پی متزلزل کردن اعتقادات مومنین از راه‌های مختلفند.

حال برای روشن‌تر شدن بحث، به این آیه توجه بفرمایید:

«خدا شما را از نيكي كردن و رعايت عدالت نسبت به كساني كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهي نمي‌كند. چرا كه خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد. شما را تنها از دوستي و رابطه با كساني نهي مي‌كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند. يا به بيرون راندن شما كمك كردند و هر كسي با آنان رابطه دوستي داشته باشد ظالم و ستمگر است.» (ممتنحه/8)

بر اساس این آیه:

اولا: مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان و حتی مخالفان، با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند. البته اين اصل در حق كساني معتبر است كه بر ضد اسلام توطئه و اقدام نكنند.

ثانیا: رابطه حكومت اسلامي و مسمانان، تنها با كفار حربي و كساني كه در حال جنگ يا در صدد جنگ با كشور اسلامي هستند، رابطه اي خصمانه است، که صد البته این قاعده هم، نه تنها مختص به حکومت اسلامی و مسلمانان نیست، که حتی از سوی تمامی کشورها مورد استفاده قرار می گیرد. جالب آنجاست که، امروزه در قواعد و روابط بین الملل، «مقابله و سرکوب مخالف» حق مشروع، پذیرفته شده و قانون نانوشته حکومت‌ها به حساب می‌آید.

براستی کدام کشور را دیده اید که با دشمنان و مخالفان خود مقابله نکند؟!

پاسخ تفصیلی

ابتدائا باید دانست، در قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام مسلمانان به مدارا، دوستی و صلح با برادران ایمانی و نیز ترک مخاصمه با غیر مسلمانان تشویق شده اند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله به پیروی از قرآن کریم، در سراسر دوران حضور در مکه، به جنگ و درگیری رضایت نداد و در برابر اذیت و آزار مشرکین، اصحاب خویش را به خویشتن داری و پرهیز از جنگ دعوت نمود. اما پس از هجرت، که مشرکان آزار مسلمین را از حد گذراندند، خداوند متعال به مسلمانان اجازه جنگ و کشتن دشمنان را داد تا از حقوق مشروع خود دفاع کنند. با توجه به این نکات، سرکوب مخالفان باید اولا: 1. با انگیزه دفاع از مظلوم، 2. دفع فتنه انگیزی دشمنان و 3. دفاع از کیان و حاکمیت اسلام طراحی شود، و ثانیا گستره این تهاجم صرفا دشمن را هدف گرفته، آسیبی به نیروهای خودی و بی‌طرف وارد نسازد.

با توجه به همین نکات، بین «دفع دشمنان» در اسلام با آنچه که دیگران در تلاشند تا به اسلام و مسلمانان منسوب کنند و از آن به عنوان «سرکوب مخالفان» یاد کنند، تفاوتی مبنایی و ذاتی وجود دارد. تفاوتی که ناشی از مبانی عقیدتی و اعتقاد به کرامت انسانی است. در اسلام، جنگ، نبرد و قتل دشمنان، دارای چارچوب خاصی است که به فرد مسلمان، اجازه هرگونه بی‌قیدی و لاابالی گری در تقابل با خصم را نمی‌دهد، دستِ او را برای هر اقدامی باز نمی‌گذارد و برای رسیدن به پیروزی، به هر حربه‌ای دست نمی‌یازد. به همین دلیل، باید دانست در فرهنگ اسلامی غیر مسلمانان به چهار دسته زیر تقسیم می‌شوند:

اول: اهل ذمه که اقلیت‌های غیر مسلمانی هستند که در داخل کشورهای اسلامی زندگی کرده و تابع قوانین آن کشورند. حاکم اسلامی در برابر مالیاتی که از ایشان دریافت می‌کند، مکلف است تا از جان و مال و ناموس ایشان به عنوان شهروند خود دفاع کند که از این نکته می‌توان در حکم خودی بودن ایشان و به تبع آن حرمت و عدم تعرض به ایشان را برداشت کرد.

دوم: معاهد؛ ایشان نیز غیر مسلمانانی هستند که با دولت اسلامی مناسبات دوستی دارند و پیمان های تجاری، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی و امنیتی با حاکم اسلامی امضا می‌کنند. در آموزه‌های اسلامی، این دسته نیز به دلیل معاهدات فیمابین دارای حریم بوده و حتی در برخی موارد بسان افراد خودی باید با آن‌ها رفتار نمود. بطور مثال در قرآن کریم، پرداخت دیه فرد مقتول در صورتی واجب است که خانواده او مسلمان و یا از غیر مسلمانان هم پیمان با حکومت اسلامی باشند. این معاهدات و پیمان‌ها بقدری برای قانون‌گذار اسلامی مهم است که حتی اگر منافقینی که دشمنی‌شان با جامعه اسلامی ثابت شده و حکم قتلشان نیز صادر شده است، اگر به یکی از کشورهای هم پیمان گریختند، دیگر تعقیب ایشان را جایز نمی‌داند. قرآن کریم حتی پا را از این نیز فراتر گذاشته و جنگ و مبارزه برای یاری و نصرت مسلمانان هجرت نکرده را در صورتی واجب می‌داند که این جنگ علیه کشورهای هم پیمان نباشد. این دسته را نیز می‌توان به عنوان گروه خودی محسوب نمود.

سوم: مهادن؛ کشورهایی هستند که با دولت اسلامی نه در حال جنگ اند و نه پیمان صلحی منعقد نموده اند. شاید بتوان این دسته را همان جامعه و یا گروه‌های بی‌طرف نام نهاد. حاکم اسلامی در قبال این دسته نیز موظف به رعایت اصول اخلاقی و انسانی است.

چهارم: محارب؛ گروه‌ها و یا کشورهایی هستند که با دولت اسلامی و جامعه مسلمانان از در جنگ وارد شده و با آن‌ها در حال ستیزند و از هیچ گونه کارشکنی علیه ایشان کوتاهی نمی‌کنند. این‌ها را می‌توان همان کفار حربی نام نهاد که جامعه و حاکم اسلامی در قبال ایشان هیچ تعهدی نداشته و حرمتی از نظر قانونگذار اسلامی ندارند.

با توجه به این نکات، در اسلام، تنها قتل و سرکوب کسانی مجاز است که جزء گروه چهارم بوده و علنا یا به دشمنی با مسلمین می‌پردازند و یا در پی متزلزل کردن اعتقادات مومنین از راه‌های مختلفند.

حال برای روشن‌تر شدن بحث، به این دو آیه توجه بفرمایید:

1. «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَي إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ/ خدا شما را از نيكي كردن و رعايت عدالت نسبت به كساني كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهي نمي‌كند. چرا كه خداوند عدالت پيشگان را دوست دارد. شما را تنها از دوستي و رابطه با كساني نهي مي‌كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند. يا به بيرون راندن شما كمك كردند و هر كسي با آنان رابطه دوستي داشته باشد ظالم و ستمگر است.» (ممتنحه/8)

بر اساس این آیه می‌توان گفت رابطه حكومت اسلامي و مسمانان تنها با كفار حربي و كساني كه در حال جنگ يا در صدد جنگ با كشور اسلامي هستند بايد رابطه‌اي خصمانه باشد اما در برخورد با ساير كفار بايد رابطه انساني و بر اساس اخلاق اسلامي ملاک قرار گرفته و حقوق انساني آنان رعايت شود. ازاين رو، و بر اساس قوانین اسلامي و به حكم این آيه شريفه، مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند. البته اين اصل در حق كساني معتبر است كه بر ضد اسلام توطئه و اقدام نكنند.

در نتیجه بجز كفار حربي كه در جنگ يا در صدد جنگ با مسلمانان و حكومت اسلامي هستند ساير كفار اعم از غیرمسلمانان خارجي و داخلي بايد مورد احترام حكومت اسلامي و مسلمانان قرار بگيرند و حقوق انساني آنان رعايت شود و نمي‌توان به صرف اينكه آنها مسلمان نيستند حقوق آنان را تضييع نمود.

2. «وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيرا/ آنان آرزو مي‌كنند كه شما هم مانند ايشان كافر شويد، و مساوي يكديگر باشيد. بنابر اين از آن ها دوستاني انتخاب نكنيد، مگر اين كه (توبه كنند) و در راه خدا هجرت نمايند. هرگاه از اين كار سرباز زنند (و به اقدام بر ضد شما ادامه دهند)، هر جا آن ها را يافتيد، اسير كنيد! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانيد و از ميان آن‌ها، دوست و ياوري اختيار نكنيد». (نسا/89)

اگر به این آیه که توجه کنید به این نتیجه می‌رسید که دشمنی این نوع از کفار از سایر دشمنان سخت‌تر است. چرا که اين‌ها فعاليتشان براي تخريب عقايد ديگران است، اكنون كه آن‌ها چنين هستند، طبق دستور قرآن «آن‌ها را براي دوستي انتخاب نكنيد مگر اين كه در كار خود تجديد نظر كنند و دست از نفاق و تخريب بردارند و جنایت‌های گذشته را دیگر تکرار نکنند و از کفر به اسلام مهاجرت کنند».

اما اگر حاضر به رعایت قوانین انسانی نشدند، بدانيد دست از كفر و نفاق خود بر نداشته‌اند و اظهار اسلام آن‌ها فقط برای ضربه زدن به جامعه اسلامی است، در اين صورت مي‌توانيد هر جا بر آن‌ها دست يافتيد، آن‌ها را اسير كنيد و يا در صورت لزوم به قتل برسانيد. اين شدت عمل، كه در آيه فوق نسبت به اين دسته از دشمنان نشان داده شده، به خاطر آن است كه جز اين راهي براي نجات يك جامعه زنده در مسير اسلام از چنگال دشمنان دوست‌نما و جاسوسان خطرناك نيست.

در نتیجه رابطه حكومت اسلامي و مسمانان، تنها با كفار حربي و كساني كه در حال جنگ يا در صدد جنگ با كشور اسلامي هستند، رابطه اي خصمانه است، که صد البته این قاعده هم، نه تنها مختص به حکومت اسلامی و مسلمانان نیست، که حتی از سوی تمامی کشورها مورد استفاده قرار می گیرد. جالب آنجاست که، امروزه در قواعد و روابط بین الملل، «مقابله و سرکوب مخالف» حق مشروع، پذیرفته شده و قانون نانوشته حکومت‌ها به حساب می‌آید.

براستی کدام کشور را دیده اید که با دشمنان و مخالفان خود مقابله نکند؟!

    مطالعه بیشتر

    the14.ir/6439


    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *