آیا لفظ «عجم» توهین به ایرانی ها از سوی اعراب است؟!

کد 6312

متن شبهه یا سوال:

عربها به ما می گویند «عجم». عجم «لال»، «گنگ» و «زبان بسته، یعنی چیزهایی که ما برای حیوانات زبان بسته بکار می بریم! آنها در مورد ما بکار می برند.

هنوز هم بنا دارید از برادری با اعراب حرف بزنید؟ عرب پرستی تا کجا

پاسخ اجمالی

برای لفظ عجم در کتاب‌های لغت، معانی و کاربردهای متعددی ذکر شده و به گونه های مختلفی به کار رفته است. باید دانست آنچه که به معنی زبان بسته و لال و گنگ است «اعجم» و «عجُم» به ضم جیم است نه عجَم.

راغب لغت شناس معروف عرب، در مفردات خود می‌گوید:
«عجُم یعنی گنگی و لکنت زبان، که نقطه مقابل روشن گویی است». (ترجمه مفردات راغب/ج2/ص556)

علامه طباطبایی هم در این رابطه می‌نویسد:
«عجَم به معناى غير عرب است و عجمى كسى را گويند كه به غير عرب منسوب باشد و اعجم [هم] كسى را گويند كه در زبانش لكنتى باشد، حال چه عرب باشد و چه غير عرب و از اين باب، عرب‌ها، الكن را اعجم مى‏‌گويند. (ترجمه تفسیر المیزان/ج15/ص455)

پس آن لفظی که معنای گنگی و زبان بسته بودن می‌دهد عجُم و اعجم است نه عجَم. اما عجَم با فتح جیم در وهله اول به معنای غیرعرب است، فارغ از اینکه این غیر عرب ایرانی باشد یا رومی یا… .

در صحیح ترمذی جلد 5 صفحه 253 باب فضل العجم نقل شده که رسول خدا (ص) سوره جمعه را در هنگام نزول آن بر اصحاب قرائت می‌کرد تا رسید به آیه «وآخرین منهم لما یلحقوا بهم/ و (همچنين) رسول است بر گروه ديگرى كه هنوز به آن‌ها ملحق نشده‌‏اند و او عزيز و حكيم است». (جمعه/3) مردی گفت یا رسول الله این‌ها کیانند که هنوز به ما ملحق نشده اند؟ راوی گوید: سلمان در میان ما بود. حضرت دست خویش بر سلمان نهاد و فرمود:
«والذی نفسی بیده لوکان الایمان بالثریا لتناوله رجال من هولاء/ سوگند به کسی که جانم در دستان اوست ایمان اگر در ثریا هم باشد مردانی از ایشان (یعنی هم وطن‌های سلمان) بدان دست می‌یابند».

همین سوال را از امام باقر(ع) هم پرسیدند و حضرت در پاسخ بجای بیان الفاظ پیامبر اسلام (ص) در یک جمله کوتاه فرمودند:
«هُمُ‌ الْأَعَاجِمُ‌ وَ مَنْ لَا يَتَكَلَّمُ بِلُغَةِ الْعَرَبِ/ این‌ها عجم‌ها هستند و کسانی که به زبان عربی سخن نمی‌گویند». (تفسیر صافی/ج5/ص172)

با این بیان روشن می‌شود که امام باقر (ع) تعبیر پیامبر اسلام (ص) از قوم سلمان را تفسیر به عَجَم کردند.

دلایل و قرائن بسیاری هم موید این معناست. بطور مثال به این قرائن توجه کنید:

1. طریحی، از لغت شناسان برجسته اسلامی، عَجَم و عجمی را اینگونه معنی کرده است:
«الْعَجَمِيُ‏: منسوب إلى‏ الْعَجَم‏ بفتحتين و هم الفُرس‏/ عجَمی منسوب است به عجَم و عجَم ها هم همان اهل فارس (ایرانیان) هستند. (مجمع البحرین/ج6/ص111)

2. روایات زیادی نشان می‌دهد که مراد اهلبیت (ع) از ایرانیان «عجَم» به معنای غیر عرب بوده است نه به معنای «عجُم» و لال و گنگ و زبان بسته! به این روایت توجه بفرمایید:
ـ شیخ صدوق در علل الشرایع روایتی به نقل از امام رضا (ع) می‌آورد که بخشی از آن از این قرار است:
«إِنَّمَا سَمَّتِ‏ الْعَجَمُ‏ شُهُورَهَا بِآبَانَمَاهَ وَ آذَرَمَاهَ وَ غَيْرِهَا…/ بدرستیکه عَجَم ماه‌هایشان را به اسامی آبانماه و آذرماه و … نام گذاری کرده اند…» (علل الشرائع /ج‏1/ ص41)
که این نامگذاری برای ماه‌ها نیز مختص به ایرانیان است که در روایت از ایشان تعبیر به عجم شده است.

با توجه به جمیع این نکات، به این نتیجه می‌رسیم که آن لفظی که به معنای گنگ و «نامفهوم» است لفظ «عجُم» است و «عَجَم» به معنای غیر عرب است که اگر بدون قرینه آورده شود انصراف به ایرانیان دارد.

پاسخ تفصیلی

برای لفظ عجم در کتاب‌های لغت، معانی و کاربردهای متعددی ذکر شده و به گونه های مختلفی به کار رفته است. عجم در زبان‌های فارسی و بیشتر زبان‌های آسیایی مثل اردو، ترکی، پشتو و… معنی ایرانی می‌دهد، (اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان/ص42) اما در زبان عرب با توجه به اَشکال مختلف قرائتِ این کلمه، معانی مختلفی را می‌توان برای آن استخراج کرد.

شاید دلیل اینکه برخی استعمال لفظ عجم برای ایرانیان از سوی اعراب را، استعمالی توهین آمیز به معنی لال و گنگ تلقی کرده و دلیل بر نژادپرستی می‌دانند از همین جا نشات گرفته باشد. باید دانست آنچه که به معنی زبان بسته و لال و گنگ است «اعجم» و «عجُم» به ضم جیم است نه عجَم.

راغب لغت شناس معروف عرب، در مفردات خود می‌گوید:
«عجُم یعنی گنگی و لکنت زبان، که نقطه مقابل روشن گویی است». ( ترجمه مفردات راغب/ج2/ص556)

علامه طباطبایی هم در این رابطه می‌نویسد:
«عجم به معناى غير عرب است و عجمى كسى را گويند كه به غير عرب منسوب باشد و اعجم كسى را گويند كه در زبانش لكنتى باشد، حال چه عرب باشد و چه غير عرب و از اين باب، عرب‌ها، الكن را اعجم مى‏‌گويند، كه او نيز مانند يك فرد غير عرب خوب نمى‏‌تواند عربى سخن گويد و از همين باب است كه بهائم را نيز عجماء (زبان بسته) مى‏‌نامند و شخص منسوب به بهائم را نيز اعجمى مى‏‌خوانند. (ترجمه تفسیر المیزان/ج15/ص455)

به همین دلیل است که بسیاری از اهل لغت آیه شریفه «وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ/ و اگر آن را به صورت قرآنى بيگانه و غیر فصیح پديد مى‏‌آورديم، بي شك مى‏‌گفتند چرا آيات آن شيوا بيان نشده است، چرا آن بيگانه و غیر فصیح است، حال آنكه پيامبر، عربى فصیح [و شيوا] است؟!» (فصلت/44) به معنی غیر فصیح گرفته اند نه غیر عرب. همانگونه که در تفسیر المیزان هم معنی شده است. و یا در آیه شریفه «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبين/‏ ما مى‏‌دانيم كه آن‌ها گويند قرآن را فقط بشرى بدو تعليم مى‏‌دهد، زبان كسى كه بدو اشاره مى‏‌كنند عجمى است و اين زبان عربى روشن است» (نحل/103)‏ این اعجمی را نیز غیر فصیح گرفته اند نه غیر عرب. برخی شخص مورد نظر این آیه را سلمان معرفی کرده و به تبع آن اعجمی را نیز غیر عرب استنباط کرده اند، که قطعا نمی‌تواند درست باشد، چرا که آیه در مکه نازل شده درحالی که سلمان در مدینه به پیامبرصلی الله علیه وآله ملحق شده است. مرحوم علامه طباطبایی ذیل همین آیه در المیزان، بیانِ تفسیر «الدرالمنثور» که فرد مورد نظر را سلمان می‌داند، رد می‌کند. به هرحال غرض اینکه، آن لفظی که معنای گنگی و زبان بسته بودن می‌دهد عجُم است نه عجَم.

اما عجَم با فتح جیم در وهله اول به معنای غیرعرب است، فارغ از اینکه این غیر عرب ایرانی باشد یا رومی یا… . اگرچه برخی از متون تاریخی و حتی روایات نشان می‌دهد استعمال این لفظ برای ایرانیان غلبه بیشتری داشته تا سایر اقوام و نژادها.

در صحیح ترمذی جلد 5 صفحه 253 باب فضل العجم نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله سوره جمعه را در هنگام نزول آن بر اصحاب قرائت می‌کرد تا رسید به آیه «وآخرین منهم لما یلحقوا بهم/ و (همچنين) رسول است بر گروه ديگرى كه هنوز به آن‌ها ملحق نشده‏‌اند و او عزيز و حكيم است». (جمعه/3) مردی گفت یا رسول الله این‌ها کیانند که هنوز به ما ملحق نشده اند؟ حضرت به او جواب نداد. راوی گوید: سلمان در میان ما بود. حضرت دست خویش بر سلمان نهاد و فرمود:
«والذی نفسی بیده لوکان الایمان بالثریا لتناوله رجال من هولاء/ سوگند به کسی که جانم در دستان اوست ایمان اگر در ثریا هم باشد مردانی از ایشان (یعنی هم وطن‌های سلمان) بدان دست می‌یابند».

همین سوال را از امام باقر علیه السلام هم پرسیدند و حضرت در پاسخ بجای بیان الفاظ پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله در یک جمله کوتاه فرمودند:
«هُمُ‌ الْأَعَاجِمُ‌ وَ مَنْ لَا يَتَكَلَّمُ بِلُغَةِ الْعَرَبِ/ اینها عجم‌ها هستند و کسانی که به زبان عربی سخن نمی‌گویند». (تفسیر صافی/ج5/ص172)

با این بیان روشن می‌شود که امام باقر علیه السلام تعبیر پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله از قوم سلمان را تفسیر به عَجَم کردند و خود نیز بین عجم و مطلق کسانی که به غیر زبان عربی سخن می‌گویند تفاوت قائل شدند، یعنی فرمودند عجم‌ها ـ بطور خاص ـ و هر کس که به زبان عربی سخن نمی‌گوید ـ بطور عام غیر عرب زبان‌ها از هر قومیت و نژاد ـ..

این‌ها نشان می‌دهد، آنچه که شامل ایرانیان می‌شود «عَجَم» است. دلایل و قرائن بسیاری هم موید این معناست. بطور مثال به این قرائن توجه کنید:

ـ طریحی، از لغت شناسان برجسته اسلامی، عَجَم و عجمی را اینگونه معنی کرده است:
«الْعَجَمِيُ‏: منسوب إلى‏ الْعَجَم‏ بفتحتين و هم الفُرس‏/ عجَمی منسوب است به عجَم و عجَم ها هم همان اهل فارس (ایرانیان) هستند. (مجمع البحرین/ج6/ص111)

ـ روایات زیادی نشان می‌دهد که مراد اهلبیت علیهم السلام از ایرانیان «عجَم» به معنای غیر عرب بوده است نه به معنای «عجُم» و لال و گنگ و زبان بسته! به این روایات توجه بفرمایید:
مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع يَوْمَ النَّيْرُوزِ فَقَالَ علیه السلام أَ تَعْرِفُ هَذَا الْيَوْمَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا يَوْمٌ تُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ وَ تَتَهَادَى فِيه…‏/ معلی بن خنیس می‌گوید: در روز نوروز به محضر امام صادق علیه السلام رسیدم حضرت فرمود، آیا این روز را می‌شناسی؟ عرض کردم: فدایت شوم، نوروز روزی است که عجم آن را بزرگ می‌دارند و در آن به یکدیگر هدیه می‌دهند… (بحار الأنوار/ ج‏56/ ص92)

همانطور که می‌دانیم نوروز از روزها و اعیاد خاص ایرانیان بوده است که در این روایت تعبیر به عَجَم شده است.

ـ شیخ صدوق در علل الشرایع روایتی به نقل از امام رضا علیه السلام می‌آورد که بخشی از آن از این قرار است:
«إِنَّمَا سَمَّتِ‏ الْعَجَمُ‏ شُهُورَهَا بِآبَانَمَاهَ وَ آذَرَمَاهَ وَ غَيْرِهَا…/ بدرستیکه عَجَم ماه‌هایشان را به اسامی آبانماه و آذرماه و … نام گذاری کرده اند…» (علل الشرائع /ج‏1/ ص41)
که این نامگذاری برای ماه‌ها نیز مختص به ایرانیان است که در روایت از ایشان تعبیر به عجم شده است.

با توجه به جمیع این نکات، به این نتیجه می‌رسیم که آن لفظی که به معنای گنگ و «نامفهوم» است لفظ «عجُم» است و «عَجَم» به معنای غیر عرب است که اگر بدون قرینه آورده شود انصراف به ایرانیان دارد.

    مطالعه بیشتر

    the14.ir/6312


    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *