آیا قانون جذب وجود دارد؟

کد 6482

متن شبهه یا سوال:

اخیرا در محفلی یکی از دوستان خیلی با حرارت از قانونی به نام «قانون جذب» صحبت می‌کرد. می‌گفت طبق این قانون که در قدرت طبیعت و کائنات نهفته است، هر چیزی را که اراده کنی به آن دست پیدا می‌کنی. طبق این قانون، کائنات در اختیار قدرت و اراده توست و منتظر است تا تو دستور بدهی. آیا چنین قانونی واقعا وجود دارد؟

پاسخ اجمالی

قانون جذب به طور کلی به این معناست که انسان با اندیشه و اراده خود می‌تواند کارهای بزرگی انجام دهد. این سخن بسیار درستی است که البته در طول تاریخ دستخوش تفسیرهای نادرست شده و با مصادیق دروغ و ناروا همراه شده است.

قانون جذب می‌گوید: «هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت». مثل آهن‌ربا همه این‌ها را به طرف خودت جذب می‌کنی و به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد.

در توضیح مطلب فوق باید گفت که، قانون جذب در رابطه با انسان، چند صورتِ درست پیدا می‌کند:

1. در امور روحی و روانی، مثلاً کسی که به شادی فکر کند، شادمان می‌شود، کسی که به ناراحتی‌ها بی‌اندیشد، اندوهگین می‌شود و کسی که فکر کند می‌تواند خوب سخنرانی کند، موفق خواهد شد. ادعای قانون جذب در اتفاقاتی که اینچنین در اختیار فرد است، قابل قبول است.

2. دومین مورد درستی قانون جذب در مقدورات جسمی است، به لاغری فکر کردن و خود را با اندام مناسب تصور کردن بسیار مؤثر است. بخشی از بیماری‌ها به خیالات و تلقین ما مربوط هستند. کسی که فکر کند سر درد دارد، به زودی سیستم عصبی او تجربه درد را برایش ایجاد خواهد کرد.

3. سومین جایی که می توانیم تا حدودی به درست بودن قانون جذب اذعان کنیم، تصور و احساس دیگران نسبت به خودمان است. مثلا کسی که خود را محبوب و دوست‌داشتنی می‌داند، دوست‌داشتنی خواهد شد و کسی که خود را زشت یا زیبا تصور کند، همانگونه به نظر می‌رسد.

نکته مهم در تمام این موارد، این است که کارآیی قانون جذب محدود به مقدورات بشری است، مثلاً کسی با قامت صد و هشتاد سانت نمی‌تواند با تجسم اینکه قدش دو متر است، بیست سانت بر قامت خود بیفزاید؛ یا برای سگ خانگی خود بال‌هایی مثل پرستو ایجاد کند و یا بیماری‌هایی را درمان کند، که بنابه تقدیر الاهی به آن‌ها مبتلا شده است.

اما مسئله بسیار مهم که باید مدنظر قرار گیرد این است که، قانون جذب در قلمرو جهان بیرون از وجودمان و غیر از موارد پیش گفته، نه تنها قابل اثبات و قبول نیست بلکه اشکالات زیادی به آن وارد است. به این نکات توجه بفرمایید:

1. اولین مسئله مهم و مورد بحث در قانون جذب که سوالات زیادی ایجاد نموده، مسئله کائنات است. در قانون جذب کائنات یعنی همه موجودات، که خدمت گذار بی‌جیره و مواجب انسان هستند و دست به سینه ایستاده‌اند تا هر کس هر چه را تصور و تجسم کرد به او بدهند! حال در رویارویی با این پدیده به ظاهر باهوش و بخشنده، عقل آدمی این پرسش ها را مطرح می‌کند:

ـ کائناتی که تا این حد هوشمند، توانا و بخشایشگر است، و تمام خواسته‌های ما را برآورده می‌کند، چیست و ما در برابر او چه جایگاهی داریم؟ آیا کائنات غول چراغ جادوست و ما باید به او فرمان بدهیم، یا اینکه مثل پادشاهی بخشنده و مهربان است و ما باید متواضعانه از او بخواهیم؟ این قدرت عظیم چگونه ذلیل و فرمانبردار انسان شده است؟

2. چیزی که در قانون جذب اهمیت ندارد ارزش‌های انسانی و اخلاقی شخص آرزو کننده است. طبق این قانون، کائنات به این نگاه نمی‌کند که شما انسان مهربانی هستید یا نه، خوددارید یا نه، راست‌گویید یا نه، مهم این است که آرزوی‌تان را باور و تجسم کنید. حتی اگر آرزو دارید که اسلحه‌ای بسازید و با آن مردم بی‌گناهی را بکشید.

3. مشکل بسیار مهم دیگری که در قانون جذب به چشم می خورد این است که در این قانون، «انسان» کانون مرکزیِ عالم است. اما در مقابل، آنچه که حقیقت این عالم هستی است و جهان بینی های الهی در ادیان مختلف آسمانی بر آن تاکید می کند، این است که کانون عالم در اختیار خدای قادر متعال است. این «خداست» که دستور می‌دهد، «او»ست که می‌خواهد و اتفاق می‌افتد. مشکل قانون جذب، این است که فرهنگ «دعا» و درخواست از خداوند توانا را از انسان گرفته، در مقابل فقط مشتی «احساس و تصور و خیال»! به او تحویل داده است.

4. کسی که به قانون جذب پایبند می‌شود، ستم‌ها و سیاهی‌های موجود را ندیده می‌گیرد و به خیال اینکه اگر به آن‌ها نیندیشی از بین می‌روند، خود را به آرزوهای رنگارنگ دل خوش می‌کند. غافل از اینکه دیگرانی هستند که برای دست‌یابی به آرزوهای ظالمانه خود دست به هر کاری می‌زنند! آن‌ها می‌گویند به بدی‌ها ننگرید و نیندیشید، که این بهترین راه مبارزه با آن است؛ در حالیکه نمی‌گویند با کسانی که به این بدی‌ها می‌اندیشند و بدی می‌کنند چه باید کرد؟ مروجان قانون جذب می‌گویند بدی‌ها را نبینید، به جنگ فکر نکنید و به ظلم و ستم‌هایی که در جهان می‌شود نیاندیشید! حال سئوال اصلی این است که، این تئوری‌ به نفع ستم‌پیشه‌گان است یا مظلومین جهان؟ آیا جنگ‌هایی که در دنیا به راه می‌افتد به خاطر این است که مردم به جنگ فکر می‌کنند؟ یا عده‌ای سلطه‌گر، ناگاه به کسانی حمله می‌کنند که نه به جنگ فکر می‌کردند و نه آمادگی جنگیدن داشتند؟ حقیقت این است که، قانون جذب، مخدری فکری است که مردم را در اوهام و آرزوها فرومی‌برد، تا دزدان هوشیار، با آسودگی تمام هستی مردم را به تاراج برند. اگر قانون جذب از سوی مردم جهان پذیرفته شود، آنچه باقی می‌ماند، پلیدی، ستم و تباهی است و مردمی که هر روز چشم برهم می‌گذارند و دنیایی زیبا و زندگی گوارا را در خیال خود می‌بینند، احساس می‌کنند و به امید روزی که به آن برسند، لبخند می‌زنند. از همین رو امام علی فرمود: «آرزو، سلطه شیاطین بر دل‌های غافلان است.»

نتیجه اینکه، برخلاف آنچه در قانون جذب جریان دارد، تمام جهان در دست خداوند است و او بی‌دریغ به انسان می‌بخشد، معیار بخشش او درست زندگی کردن است. پس سزاوار این است که انسان خود را با مشتی اوهام و خیال، سرگرم نسازد.

پاسخ تفصیلی

قانون جذب به طور کلی به این معناست که انسان با اندیشه و اراده خود می‌تواند کارهای بزرگی انجام دهد. این سخن بسیار درستی است که البته در طول تاریخ دستخوش تفسیرهای نادرست شده و با مصادیق دروغ و ناروا همراه شده است. آیا با چشم بر هم گذاشتن و تصور کردن و احساس کردن، انسان به آرزوهایش می‌رسد؟ قانون جذب می‌گوید: «هر چیز را در ذهنت مجسم کنی، آن را در دست‌هایت خواهی داشت». مثل آهن‌ربا همه این‌ها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد.

در توضیح مباحث مربوط به قانون جذب باید گفت که، قانون جذب در رابطه با انسان، چند صورتِ درست پیدا می‌کند:

1. در امور روحی و روانی، مثلاً کسی که به شادی فکر کند، شادمان می‌شود و کسی که به ناراحتی‌ها بیندیشد، اندوهگین می‌شود. کسی که فکر کند می‌تواند خوب سخنرانی کند، موفق خواهد شد و کسی که برعکس فکر کند، نتیجه برعکس خواهد گرفت. ادعای قانون جذب در اتفاقاتی که اینچنین در اختیار فرد است، قابل قبول است و با کمی اصلاح از سوی منابع دین تأیید می‌شود. اینکه «اگر شما به یک احساس بیندیشی آن را در خود ایجاد خواهی کرد» به نوعی می‌توان گفت، قانون جذب در این مورد درست می‌گوید.

2. دومین مورد درستی قانون جذب در مقدورات جسمی است، به لاغری فکر کردن و خود را با اندام مناسب تصور کردن بسیار مؤثر است، اگرچه، تنها عامل نیست. بخشی از بیماری‌ها به تصور، خیالات و تلقین ما مربوط هستند. کسی که فکر کند سر درد دارد، به زودی سیستم عصبی او تجربه درد را برایش ایجاد خواهد کرد. و کسی که خود را تن‌درست و نیرومند می‌بیند، همین اتفاق هم برای او خواهد افتاد. از همین رو امام صادق علیه السلام فرمودند: «هیچ بدنی با نیت و اراده قوی، ناتوان نمی‌شود».

پس، سامان‌دهی به افکار و احساسات، برای درمان و بهبودی برخی از بیماری ها قطعا موثر است که در روایاتی نیز به آن‌ها اشاره شده است اما در همین احادیث، بر وجود ارزش‌های اخلاقی برای تاثیرِ بهتر این تفکرات نیز تأکید شده است. در سخنانِ وارد شده از معصومین، صبر، تسلیم خداوند بودن و ایمان به او بیش از افکار مثبت و احساسات خوب مورد توجه بوده و اساساً افکار و احساسات بر اساس ارزش‌های انسانی و اخلاقی طراحی شده است و چه بسا احساساتی که از این ارزش‌ها برنیامده باشد، تأثیر کمتری بگذارد.

3. سومین جایی که می‌توانیم تا حدودی به درست بودن قانون جذب اذعان کنیم، تصور و احساس دیگران نسبت به خودمان است. به عبارت بهتر، کسی که خود را محبوب و دوست‌داشتنی می‌داند، البته در صورتی که کبر و غرور نداشته باشد، دوست‌داشتنی خواهد شد و کسی که خود را زشت یا زیبا تصور کند، همانگونه به نظر می‌رسد. لذا در دعای هنگام نگریستن در آینه اینطور می‌خوانیم: «خداوندا همانطور که چهره مرا زیبا آفریدی اخلاق و منش‌ام را نیز زیبا بگردان.» این دعا بهترین تلقین خودپذیری و اصلاح افکار برای درک زیبایی آفریده خداست.

4. از دیگر درستی‌های قانون جذب تأثیر بسیاری از افکار منفی است، براستی اگر کسی فکر کند که نمی‌تواند کسب و کار خوبی داشته باشد، با شکست اقتصادی روبرو خواهد شد، کسی که فکر کند، بیمار است، بیمار خواهد شد، کسی که گمان کند، دوستان و نزدیکانش او را رها خواهند کرد، طوری رفتار می‌کند، که به همین نتیجه می‌رسد. البته این امور در ادبیات دینی با عنوان وسوسه شناخته می‌شوند و نه فکر. باید دانست که وسوسه‌ها از سوی شیطان است و معمولاً به صورت ناامیدی و ترس، دشمنی و جدایی، بی‌تابی و ناکامی، در دل‌های ضعیف افکنده می‌شود. توصیه روایات این است که در این موارد نگذارید زنگار وسوسه‌ها به فکرتان بنشیند و آن را بر ذهن و زبان جاری نسازید.

5. انسان می‌تواند با رفتار و کلمات و احساسش حتی شعور و احساس حیوانات را تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً آن‌ها را آرام یا مضطرب کند و یا حرکاتی را به آن‌ها بیاموزد. یعنی افکارش از طریق، احساسات و رفتارها منتقل می‌شود.

اما نکته مهم در تمام این موارد، این است که کارآیی قانون جذب محدود به مقدورات بشری است، مثلاً کسی با قامت صد و هشتاد سانت نمی‌تواند با تجسم اینکه قدش دومتر است، بیست سانت بر قامت خود بیفزاید؛ یا برای سگ خانگی خود بال‌هایی مثل پرستو ایجاد کند و یا بیماری‌هایی را درمان کند، که بنا به تقدیر الهی به آن‌ها مبتلا شده است. استفن‌هاوکینگ از بزرگ‌ترین فیزیکدانان روزگار ما مبتلا به فلج عمومی است. او بسیار خلاق، شاد و پر انرژی است، اما نتوانسته از روی ویلچر بلند شود یا دستان خود را به راحتی حرکت دهد و یا بدون دستگاه سخن بگوید.

اما مسئله بسیار مهم که باید مد نظر قرار گیرد این است که، قانون جذب در قلمرو جهان بیرون از وجودمان و غیر از موارد پیش گفته، نه تنها قابل اثبات و قبول نیست بلکه اشکالات زیادی به آن وارد است. به این نکات توجه بفرمایید:

1. اولین مسئله مهم و مورد بحث در قانون جذب که سوالات زیادی ایجاد نموده، مسئله کائنات است. در قانون جذب کائنات یعنی همه موجودات، که خدمت گذار بی‌جیره و مواجب انسان هستند و دست به سینه ایستاده‌اند تا هر کس هر چه را تصور و تجسم کرد به او بدهند! حال در رویارویی با این پدیده به ظاهر باهوش و بخشنده، عقل آدمی این پرسش ها را مطرح می‌کند:

ـ کائناتی که تا این حد هوشمند، توانا و بخشایشگر است، و تمام خواسته‌های ما را برآورده می‌کند، چیست و ما در برابر او چه جایگاهی داریم؟ آیا کائنات غول چراغ جادوست و ما باید به او فرمان بدهیم، یا اینکه مثل پادشاهی بخشنده و مهربان است و ما باید متواضعانه از او بخواهیم؟ این قدرت عظیم چگونه ذلیل و فرمانبردار انسان شده است؟

2. چیزی که در قانون جذب اهمیت ندارد ارزش‌های انسانی و اخلاقی شخص آرزو کننده است. طبق این قانون، کائنات به این نگاه نمی‌کند که شما انسان مهربانی هستید یا نه، خوددارید یا نه، راست‌گویید یا نه، مهم این است که آرزوی‌تان را باور و تجسم کنید. حتی اگر آرزو دارید که اسلحه‌ای بسازید و با آن مردم بی‌گناهی را بکشید.

3. سومین مشکل قانون جذب این است که احساسات را، راهنمای تصمیم گیری معرفی می‌کند. بر این اساس اگر کسی به شئ ای که برای دیگری است خیلی علاقه داشت و در شرایطی بود که می‌توانست بدون ترس آن را بردارد، احساسش می‌گوید آن را بردارد چون لذت و شادی برای تو می‌آورد! علاوه بر این، هر انسانی این را تجربه کرده است که گاهی به چیزهایی علاقه دارد که به زیان او یا جامعه اطراف اوست و یا از چیزهایی رویگردان است که برایش مفید می‌باشد. در این جا اگر طبق قواعد قانون جذب، به سخن خرد گوش ندهد و از احساسات پیروی کند آیا درست عمل کرده است؟ در این صورت آیا چیزی از ارزش‌های اخلاقی باقی خواهد ماند؟ بله، ممکن است که احساسات گاهی ما را به سوی کارهای درست دعوت کند ولی به هیچ وجه معیار و قابل اعتماد نیست، برای همین هم هست که خرد و اندیشه به انسان داده شده است.

4. مشکل بسیار مهم دیگری که در قانون جذب به چشم می‌خورد این است که در این قانون، «انسان» کانون مرکزیِ عالم است، او فرمان می‌دهد و محقق می‌شود، کائنات غلام حلقه به گوش و غول چراغ جادو هستند و انسان باید مثل فرمان‌روای نیرومندی آرزوهای خود را بطلبد. نیروی بر آوردن آرزوها هم، قدرت تصور و تجسم اوست و آنچه انسان بخواهد، همان خواهد شد. اما در مقابل، آنچه که حقیقت این عالم هستی است و جهان بینی های الهی در ادیان مختلف آسمانی بر آن تاکید می‌کند، این است کانون عالم در اختیار خدای قادر متعال است. این «خداست» که دستور می‌دهد، «او»ست که می‌خواهد و اتفاق می‌افتد. مشکل قانون جذب، این است که فرهنگ «دعا» و درخواست از خداوند توانا را از انسان گرفته، در مقابل فقط مشتی «احساس و تصور و خیال»! به او تحویل داده است.

5. مشکل دیگری که در قانون جذب مطرح است، رنج و اندوه حاصل از آن است. غرق شدن در آرزوها و رویاها دنیایی دروغین را برای انسان می‌سازد که با دنیای واقعی متفاوت است و انسان با تجسم خود در دنیای آرزوها و سپس دیدن خویش در دنیایی واقعی بسیار افسرده و رنجور می‌شود. «کسی که از آرزوهایش دنباله‌روی کند، رنجش بسیار می‌گردد.»

6. کسی که به قانون جذب پایبند می‌شود، ستم‌ها و سیاهی‌های موجود را ندیده می‌گیرد و به خیال اینکه اگر به آن‌ها نیندیشی از بین می‌روند، خود را به آرزوهای رنگارنگ دل خوش می‌کند. غافل از اینکه دیگرانی هستند که برای دست‌یابی به آرزوهای ظالمانه خود دست به هر کاری می‌زنند! همان افرادی که با سرمایه‌گذاری روی قانون جذب، آن را با هزار ترفند به مردم دنیا می‌آموزند، تا بدون مزاحمت به کار خود ادامه دهند. آن‌ها می‌گویند به بدی‌ها ننگرید و نیندیشید، که این بهترین راه مبارزه با آن است؛ در حالیکه نمی‌گویند با کسانی که به این بدی‌ها می‌اندیشند و بدی می‌کنند چه باید کرد؟

«لوئیز هی» و افراد دیگری که قانون جذب را آموزش می‌دهند می‌گویند حتی به اخبار هم گوش ندهید تا ذهن و زندگی‌تان زشت نشود! و چه پیامی بهتر از این می‌تواند برای تداوم فساد و ستم شرایط را فراهم کند. مروجان قانون جذب می‌گویند بدی‌ها را نبینید، به جنگ فکر نکنید و به ظلم و ستم‌هایی که در جهان می‌شود نیاندیشید!

براستی چه کسانی از این سخنان بیش از همه منفعت می‌برند؟ این تئوری‌ها به نفع سلطه‌گران و ستم‌پیشه‌گان است یا مظلومین جهان؟ آیا جنگ‌هایی که در دنیا به راه می‌افتد به خاطر این است که مردم به جنگ فکر می‌کنند؟ یا عده‌ای سلطه‌گر، ناگاه به کسانی حمله می‌کنند که نه به جنگ فکر می‌کردند و نه آمادگی جنگیدن داشتند؟ حقیقت این است که، قانون جذب، مخدری فکری است که مردم را در اوهام و آرزوها فرومی‌برد، تا دزدان هوشیار، با آسودگی تمام هستی مردم را به تاراج برند. اگر قانون جذب از سوی مردم جهان پذیرفته شود آنگاه هیچ نیرویی برای مقابله با ظلم و ستم در جهان باقی نخواهد ماند و آنچه باقی می‌ماند، پلیدی، ستم و تباهی است و مردمی که هر روز چشم برهم می‌گذارند و دنیایی زیبا و زندگی گوارا را در خیال خود می‌بینند، احساس می‌کنند و به امید روزی که به آن برسند، لبخند می‌زنند. از همین رو امام علی فرمود: «آرزو، سلطه شیاطین بر دل‌های غافلان است.»

نتیجه اینکه، آنچه عقل سلیم بر آن تأکید می‌کند، اندیشه و خردورزی است. عقل انسان سالم، به او می‌آموزد که به هر چیز هوشمندانه بیندیشد و اگر چنانچه آن را درست یافت، بپذیرد و صد البته زندگی خود را بر پایه اوهام قرار ندهد. قرآن کریم هم، کسانی را که به افکار سست و ظن و گمان عمل می‌کنند، مورد سرزنش قرار می‌دهد.
از دیدگاه اسلام، برخلاف آنچه در قانون جذب جریان دارد، تمام جهان در دست خداوند است و او بی‌دریغ به انسان می‌بخشد، معیار بخشش او درست زندگی کردن است، ارزش‌های اخلاقی اسباب موفقیت، ثروت، محبوبیت و سایر خواسته‌های بشری است و هر کدام از نعمت‌ها و موهبت‌های خداوند اگر موجب دوری از ارزش‌های انسانی شود، از شخص گرفته خواهد شد و در زندگی ابدی بهره‌ای بهتر خواهد یافت. بنابراین رشد و شکوفایی انسانی هدف خداوند از بخشیدن بهره‌های زندگی است و این با هدف غول چراغ جادوی کائنات که تنها به قدرت تجسم پاداش می‌دهد و به ارزش‌های انسانی کاری ندارد بسیار متفاوت است.

    مطالعه بیشتر

    the14.ir/6482


    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    معادله ی امنیتی *