آیا احمد الحسن یمانی از فرزندان حضرت مهدی یا امام سیزدهم شیعیان است؟

کد 5806

متن شبهه یا سوال:

آیا احمد الحسن یمانی طبق حدیث بیان شده از امام کاظم علیه السلام از فرزندان حضرت مهدی یا امام سیزدهم شیعیان است؟

پاسخ اجمالی

1. طرفداران و مریدان احمدالحسن یمانی شجره نامه ساختگی ایجاد کردند که در آن او را منسوب به امام زمان (عج) می‌دانند. در حالی است كه، بنابر نظر وزیر امنیت دولت عراق و گروهی از طوایف بصره، او از طایفه (همبوش) كه یكی از طوایف (البوسویلم) است، می‌باشد. و این طایفه از سادات محسوب نمی‌گردند.

2. طرف‌داران احمد حسن در مقام استدلال بر مدعای خود گاه مرتکب اشتباهات بزرگی شده‌اند که در بهترین فرض‌ها ریشه‌ای جز بی‌بهره بودن آنان از کمترین دانش ادبیات نمی‌تواند داشته باشد. به عنوان نمونه در برخی موارد آن‌چه را نویسنده‌ای برای شرح یک روایت در ادامۀ روایت نوشته، جزو حدیث پنداشته‌اند و آن را جزو دلایل حقانیت احمد حسن محسوب کرده‌اند.

برای مثال می‌نویسند:
قال موسی بن جعفر(ع): … و كل قائم من ولده من بعده مهدی قد هداهم اللّه عزّ و جلّ ذكره، و هدی بهم عباده إلیه سبحانه، فهم الائمة المهدیون و العباد الصالحون… .(مغربی، 1414: ج3، 364 – 365)

– طرف‌داران احمد حسن مدعی هستند بنابر فرمایش امام موسی بن جعفر (ع) امام مهدی (عج) فرزندانی دارد که مهدی هستند و در نتیجه، این روایت از جمله دلایلی است که اندیشۀ وجود مهدی‌هایی از نسل امام مهدی(عج) را تأیید می‌کند.

– در حالی که مطلب بالا اساساً حدیث نیست و سخن قاضی نعمان مغربی نویسندۀ کتاب است که در ادامۀ فرمایش امام موسی بن جعفر(ع) و برای توضیح آن آمده است. طرف‌داران احمد حسن آن را بخشی از حدیث به شمار آورده‌اند.

3. برای فهم مقصود قاضی نعمان نویسنده این کتاب باید به این نکته توجه کرد قاضی نعمان به دلیل حضور در دولت فاطمی، طبق مسلک آن‌ها کتاب خود را به رشتۀ تحریر درآورده است. آنها معتقد به مهدویت مهدی فاطمی بوده و بعد از او فرزندان او را جانشین مهدی می‌دانستند.

– البته به نظر برخی از نویسندگان، این کار او از روی تقیه بوده و به نظر برخی دیگر وی واقعاً اسماعیلی بوده است.

4. احمد الحسن هم ادعاى یمانى بودن دارد، هم ادعاى سفارت و هم ادعای فرزندى امام زمان (عج) را دارد! ولی ما روایتى نداریم درباره اینکه شخصى مجمع العناوین در آخر الزمان ظهور مى‌کند.

5. یکی از ادعاهای این فرقه ی ضاله این است که پس از حضرت مهدی عج امام سیزدهم داریم و برای این ادعای خود دست به جعل و تحریف احادیثی زده اند که در حدیثی از امام صادق( ع) این نوع تحریف و انحراف پیشگوئی شده است؛

«…و اما در غیبت عیسی (ع)، به درستی که یهودیان و مسیحیان هم داستان شدند بر این که او کشته شده، ولی خداوند عزوجل آنان را تکذیب نمود و فرمود او را نکشتند و به دار نیاویختند ولی مطلب بر آنان مشتبه شد.
غیبت قائم (ع) نیز همین گونه است که سر انجام، این امت آن را انکار می‌ورزند در اثر طولانی شدن آن، بعضی از هدایت نیافتگان قائل می‌شوند که آن حضرت اصلا متولد نشده، و برخی دیگر خواهند گفت که او متولد شد و از دنیا رفت و گروهی کافر می‌شوند، به خاطر این که می‌گویند یازدهمین نفر از ما بدون فرزند بوده و کسانی دیگر سرکش خواهند شد به خاطر این اعتقاد که امامت را به سیزده نفر و بیشتر سرایت دهند و بعضی هم خداوند عزوجل را عصیان و نافرمانی می‌کنند به این که می‌گویند روح امام قائم (ع) در پیکر شخصی دیگر وارد شده و سخن می‌گوید…» (بحار الانوار ، جلد 51 ، صفحه 220و 221)

6. در سال ۲۰۰۸ طبق اسناد احمدالحسن برای تبلیغ خود به طلاب ۱۰۰۰دلار و به غیر طلاب ۵۰۰ دلار پرداخت می‌کرد، و هم اکنون شهریه های سنگینی به حامیان خود پرداخت می‌کند و شبکه های ماهواره ای و روزنامه و نشریه های فعال در کشور های مختلف دارد که تامین هزینه این حجم فعالیت جز از طریق سرویس های جاسوسی صهیونیستی برای هیچکس مقدور نمی‌باشد.

7. یمانی چندین بار تصمیم بر قیام و شورش و کشتن علما گرفت که توسط نیروهای امنیتی عراق حرکات و توطئه های آن ها خنثی شد.

– در روز تاسوعای ۱۴۲۸ق حادثه پادگان الزرگه در حومه نجف رخ داد. بالغ‌ بر ۲۰۰۰نفر از اعضای گروهی موسوم به «جندالسماء» که در آن مقطع از هم‌پیمانان فرقه یمانی بودند به همراه پیروان فرقه یمانی برای حمله به نجف اشرف در منطقه الزرگه جمع شدند تا مراجع را بکشند.

– جالب آنکه الگرعاوی سرکرده فرقه «جندالسماء» که خودش ادعای قائمیت داشته است و احمد الحسن هم مدعی است پسر امام زمان است با این‌حال این دو گروه باهم متحد شدند تا مراجع را بکشند. این مسئله مؤید وابستگی هر دو جریان علیرغم اختلافات به یک اتاق فرمان مشترک است.

پاسخ تفصیلی

احمد الحسن یمانی

یکی از فرقه های پر ادعا که حرکات تبلیغاتی زیادی در عرصه ی رسانه و تبلیغات میدانی دارد فرقه ی انحرافی یمانی است. مؤسس این فرقه احمد اسماعیل گاطع و از قبیله «صیامر» است.

مریدانش او را با عنوان احمد الحسن نامگذاری می‌كنند و علت به كار بردن نام (الحسن) برای او، استناد به این روایت می‌باشد؛

وَ یُسَمِّیهِ بِاسْمِ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ یُكَنِّیهِ، وَ یَنْسُبُهُ إِلَى أَبِیهِ الْحَسَنِ‏ الْحَادِیَ‏ عَشَرَ إِلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ

در استدلال به این روایت چنین می‌گویند كه در عباراتش اشاره شده، او منسوب به امام زمان (عج) و امام حسن عسکری (علیه السلام) می‌باشد و از طریق ایشان به امام حسین (علیه السلام) متصل می‌شود.

آن ها شجره نامه ای خود ساخته ارائه داده و نسب او را چنین بیان می‌كنند: احمد فرزند اسماعیل فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان فرزند محمد بن حسن عسكری (مراد امام زمان می‌باشد) فرزند حسن العسكرى فرزند على فرزند محمد فرزند على فرزند موسى فرزند جعفر فرزند محمد فرزند على السجاد فرزند حسین فرزند على ابن ابى طالب علیهم الصلاة والسلام.

این نسب نامه ساختگی در حالی است كه، بنابر نظر شیروان الوائلی- وزیر امنیت دولت عراق – و گروهی از طوایف بصره، او از طایفه (همبوش) كه یكی از طوایف (البوسویلم) است، می‌باشد. واین طایفه از سادات محسوب نمی‌گردند.

گاطع در حدود سال 1351 در روستای همبوشی در منطقه هویر از توابع شهرستان زبیر از استان بصره متولد شد و توانست فارغ‌التحصیل دانشکده مهندسی نجف در سال 1378 شود، بعد از ارتباط با استخبارات عراق وارد حوزه علمیه شده و اخراجی حوزه علمیه شهید سید محمد صدر است. اسماعیل گاطع سلسله ادعاهای کذب زیادی داشته اما یکی از جالب‌ترین آنها ادعای ظهورش و سپس به دوران غیبت رفتنش است؛ شروع دورانی که دیگرکسی او را نمی‌بیند و همه می‌بایست از طریق نزدیکانش با وی ارتباط داشته باشند. در حال حاضر اسماعیل گاطع به شکل مداوم در کشورهای جنوبی خلیج‌فارس در سفر بوده و بیشتر در امارات و قطر حضور دارد.

مسئولین فرقه یمانی

رهبری جریان الیمانی در حال حاضر در اختیار احمد اسماعیل گاطع است. «شیخ کاظم العقیلی» مسئولیت شاخه نظامی و فردی به نام «عبدالرحیم ابومعاذ» مرشد معنوی این فرقه است. معاون اسبق گاطع «شیخ حیدر المنشداوی» ملقب به «ابن ابو فعل» بود، المنشداوی در زمان زمامداری صدام برای تبلیغ به ایران سفر کرد بعد از ورود به ایران دستگیرشده و به مدت ۶ ماه زندانی شد.

وی بعد از سقوط صدام به عراق برگردانده شد در بازگشت ادعا نمود وصی امام زمان جدیدی به نام «عبدالله بن الحسن القحطانی» است و از همه امور حتی از محل قبر حضرت فاطمه (ص) مطلع است. المنشداوی دفتری در منطقه قدیم نجف اشرف در «شارع الرسول (ص)» افتتاح نمود. این ادعا موجب شد احمد اسماعیل گاطعی با صدور بیانیه‌ای المنشداوی را تفسیق کند و درنتیجه المنشداوی ترور شد. یکی دیگر از افرادی که در فرقه الیمانی باید مورد اشاره قرار گیرد «سید حسن الحمامی» است وی روحانی ارشد جریان یمانی بوده و فرزند مرحوم «سید محمدعلی حمامی» متوفای ۱۹۹۸. م از علمای معروف نجف است که علیرغم راه و رسم پدر با دستگاه بعثی مرتبط شده و وارد فرقه گاطعی گردیده است، وی درنهایت توسط دولت عراق دستگیر شد. حضور الحمامی باعث فریب برخی از مردم ساده‌دل شد تا به فرقه بپیوندند.

فرزندان مهدی!

طرف‌داران احمد حسن در مقام استدلال بر مدعای خود گاه مرتکب اشتباهات بزرگی شده‌اند که در بهترین فرض‌ها ریشه‌ای جز بی‌بهره بودن آنان از کمترین دانش ادبیات نمی‌تواند داشته باشد. به عنوان نمونه در برخی موارد آن‌چه را نویسنده‌ای برای شرح یک روایت در ادامۀ روایت نوشته، جزو حدیث پنداشته‌اند و آن را جزو دلایل حقانیت احمد حسن محسوب کرده‌اند. برای مثال می‌نویسند:
قال موسی بن جعفر(ع): … و كل قائم من ولده من بعده مهدی قد هداهم اللّه عزّ و جلّ ذكره، و هدی بهم عباده إلیه سبحانه، فهم الائمة المهدیون و العباد الصالحون الذین ذكرهم اللّه فی كتابه أنه یورثهم الارض و هو لا یخلف المیعاد. (مغربی، 1414: ج3، 364 – 365)
طرف‌داران احمد حسن مدعی هستند بنابر فرمایش امام موسی بن جعفر(ع) امام مهدی(عج) فرزندانی دارد که مهدی هستند و در نتیجه، این روایت از جمله دلایلی است که اندیشۀ وجود مهدی‌هایی از نسل امام مهدی(عج)را تأیید می‌کند.
در حالی که بر خلاف القای طرف‌داران احمد حسن، مطلب بالا اساساً حدیث نیست و سخن قاضی نعمان مغربی نویسندۀ کتاب است که در ادامۀ فرمایش امام موسی بن جعفر(ع) و برای توضیح آن آمده است. طرف‌داران احمد حسن از فرط بی‌سوادی آن را بخشی از حدیث به شمار آورده‌اند.

متن کامل کتاب بدین قرار است:
عبد الرحمن بن بكار الأقرع القیروانی، قال: حججت، فدخلت المدینة، فأتیت مسجد رسول اللّه (ص)، فرأیت الناس مجتمعین علی مالك بن أنس یسألونه و یفتیهم. فقصدت نحوه، فاذا أنا برجل و سیم حاضر فی المسجد و حوله حفدة یدفعون الناس عنه، فقلت لبعض من حوله: من هذا؟ قالوا: موسی بن جعفر(ع). فتركت مالكاً، و تبعته، و لم أزل أتلطف حتی لصقت به، فقلت:یا ابن رسول اللّه! إنی رجل من أهل المغرب من شیعتكم و ممن یدین اللّه بولایتكم.قال لی: إلیك عنی یا رجل، فانه قد وكّل بنا حفظة أخافهم علیك. قلت: باسم اللّه، و انما أردت أن أسألك. فقال: سل عما ترید؟ قلت: إنا قد روینا أن المهدی منكم، فمتی یكون قیامه، و أین یقوم؟ قال: إن مثل من سألت عنه مثل عمود سقط من السماء رأسه من المغرب و أصله فی المشرق، فمن أین تری العمود یقوم إذا اقیم؟ قلت: من قبل رأسه. قال: فحسبك، من المغرب یقوم و أصله من المشرق و هناك یستوی قیامه و یتم أمره.
و كذلك كان المهدی(ع) و نشأته بالمشرق ثم هاجر الی المغرب، فقام من جهته. و بالمشرق یتم أمره، و یقوم من ذریته من یتم اللّه به ذلك فیما هناك، و یورثه الأرض كما قال عزّ و جلّ فی كتابه المبین: وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ و كله ینسب الی المهدی(ع) لانه مفتاحه و بدعوته امتدّ أمره، و كل قائم من ولده من بعده مهدی قد هداهم اللّه عزّ و جلّ ذكره، و هدی بهم عباده إلیه سبحانه، فهم الائمة المهدیون و العباد الصالحون الذین ذكرهم اللّه فی كتابه أنه یورثهم الأرض و هو لا یخلف المیعاد.

ترجمه: عبدالرحمن بن بکار می‌گوید: پس از به‌جا آوردن حج وارد مدینه شدم و به مسجد النبی رفتم. مردم گرد مالک بن انس حلقه زده بودند و از او سؤال می‌کردند و او پاسخ می‌داد. در آن حال مردی زیبا را در مسجد دیدم که اطرافش را عده‌ای گرفته بودند و مردم را از دور می‌کردند. از برخی از آن‌ها پرسیدم: این کیست؟ گفتند: موسی بن جعفر(ع) است. من مالک را رها کرده به دنبال او حرکت کردم و پیوسته به او نزدیک می‌شدم تا این‌که به او چسبیدم. عرض کردم: ای پسر رسول خدا، من از شیعیان شما و از اهل مغرب هستم که به ولایت شما دین‌داری خدا را می‌کنم. به من فرمودند: از من دور شو! چرا که بر ما نگهبانانی نهاده شده که از آن‌ها بر تو بیم دارم. گفتم: بسم الله! من تنها از شما پرسشی دارم. فرمودند: بپرس! عرض کردم: برای ما روایت شده که مهدی از شماست؛ او کی و از کجا قیام می‌کند؟ فرمودند: مَثَل او مثل عمودی است که از آسمان فرود آمده باشد که سرش از مغرب و ریشه‌اش از مشرق باشد. در این حال وقتی عمود به‌پا شد، تو آن را از کجا می‌بینی؟ گفتم: از از سمت سرش. فرمودند: همین برای تو کافی است؛ او از مغرب به‌پا می‌خیزد، در حالی که ریشه‌اش از مشرق است و آن‌جا قیامش استوار می‌شود و امرش به سرانجام می‌رسد.
و مهدی این‌چنین بود که در مشرق نشو و نما نمود. سپس به مغرب مهاجرت کرد و در آن‌جا قیام کرد و در مشرق امرش به سرانجام می‌رسد، و از نسل او کسانی خواهند بود که خداوند در آن‌جا به سبب آن‌ها این امر را به سرانجام خواهد رساند و زمین را به آن‌ها ارث خواهد داد، هم چنان که خداوند در کتاب مبینش فرموده است: «و ما در زبور پس از ذکر نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث می‌برند» و تمام این‌ها به مهدی نسبت داده می‌شود؛ چرا که او کلید آن است و با دعوت او کارش استمرار پیدا کرد و تمام قائم‌های از فرزندان او مهدی هستند که خداوند بلند مرتبه آن‌ها را هدایت کرده است و بندگانش را به وسیلۀ آن‌ها به سوی خود هدایت کرد. پس آن‌ها امامان هدایت شده‌اند و بندگان صالحی هستند که خداوند آنان را در کتاب خود یاد کرده که زمین را به آنان ارث می‌دهد و او خلف وعده نمی‌کند.

با دقت در متن، روشن می‌شود که از جملۀ «و کذلک کان المهدی…» به بعد، سخن نویسندۀ کتاب است؛ زیرا در عبارت‌های پیش از آن _ که فرمایش امام موسی بن جعفر(ع) است _ از افعال مضارع مانند «یقوم، یستوی و یتم» استفاده شده است؛ اما در ادامه، افعال ماضی به کار رفته است، در حالی که مسلماً در زمان امام موسی بن جعفر(ع) امام مهدی هنوز متولد نشده بودند. بنابراین نمی‌توان پذیرفت امام کاظم(ع) فرموده باشند: «امام مهدی در مشرق نشو و نما پیدا کرد و و به مغرب هجرت کرد و در آن‌جا قیام کرد و…» از این‌رو عبارت «کذلک کان المهدی …» توضیحاتی است که نویسندۀ کتاب برای تفسیر فرمایش امام ارائه کرده است. برای فهم مقصود قاضی نعمان باید به این نکته توجه کرد که چون او در دولت فاطمی‌ها خدمت می‌کرده و معتقد به مهدویت مهدی فاطمی بوده و بعد از او فرزندان او را جانشین مهدی می‌دانسته در توضیح این حدیث جعل شده توسط فاطمی‌ها که مهدی اصلش از مشرق است و از مغرب قیام می‌کند می‌گوید: «کذلك کان المهدی و نشأته بالمشرق ثم هاجر الی المغرب»؛ چرا که مهدی فاطمی نخست در شام بود و سپس به مصر رفت و دولت فاطمی‌ها را در مغرب _ یعنی مصر _ پایه‌گذاری کرد.
برای توضیح بیشتر توجه به این مطلب مفید خواهد بود که قاضی نعمان به دلیل حضور در دولت فاطمی، طبق مسلک آن‌ها کتاب خود را به رشتۀ تحریر درآورده است. البته به نظر برخی از نویسندگان، این کار او از روی تقیه بوده و به نظر برخی دیگر وی واقعاً اسماعیلی بوده است.

مجمع العناوین!

احمد الحسن هم ادعاى یمانى بودن دارد، هم ادعاى سفارت و هم ادعای فرزندى امام زمان (عج) را دارد! ولی ما روایتى نداریم درباره اینکه شخصى مجمع العناوین در آخر الزمان ظهور مى‌کند. حتى به عکس، روایتى داریم که امام زمان تنها امامى‌اند که رحلت مى‌کنند؛ در حالى که لا عقیب له. در ثانى، ده‌ها روایت داریم که حکومت امام زمان تا چهل روز پیش از قیامت ادامه مى‌یابد.

هزینه های سنگین موساد

در سال ۲۰۰۸ طبق اسناد احمدالحسن برای تبلیغ خود به طلاب ۱۰۰۰دلار و به غیر طلاب ۵۰۰ دلار پرداخت می‌کرد، و هم اکنون شهریه های سنگینی به حامیان خود از میان طلاب ساکن نجف پرداخت می‌کند و شبکات ماهواره ای و روزنامه و نشریه های فعال در کشور های مختلف دارد که تامین هزینه این حجم فعالیت جز از طریق سرویس های جاسوسی صهیونیستی برای هیچکس مقدور نمی‌باشد.

همان رژیمی که ستاره شش پر قرار گرفته بر روی پرچمش، علامت و لگوی نامه های فرقه یمانی است و سالهاست بال شهادت که راه امام حسین علیه السلام است و بال ولایت که راه امام زمان عج و تلاش برای آماده سازی مقدمات ظهور آن حضرت است را هدف گرفته اند تا از طریق تحریف و انحراف و وهن، این دو بالِ پرواز شیعه را از بین ببرند.

قیام نظامی پیروان یمانی

یمانی تصمیم گرفت در عاشورای سال ۱۴۲۹ قیام کند، اما یک ماه قبل از آن ۴۰ نفر از پیروانش در نجف دستگیرشده و طرح قیام در روز تاسوعا و قتل‌عام زائرین حرمین امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و اشغال حرمین لو رفته و شکست خورد.

گروه ضربت یمانی به فرماندهی «سید حسن الحمامی» در ساعت ۹:۳۰ صبح تاسوعا به هیئت‌های عزاداری در بصره حمله و وارد مقر شرکت نفت جنوب عراق شدند. در ناصریه به تیپ واکنش سریع حمله و سرتیپ «ابو لقاء الجابری» فرمانده تیپ و «سرهنگ ابو محمد الرمیض» مسئول اطلاعات تیپ را کشتند.

پلیس نجف اشرف ۴۵ نفر از عناصر مسلح گروه الیمانی تحت عنوان «انصار المهدی» ازجمله حسن الحمامی رهبر مذهبی را دستگیر کرد. حسن الحمامی بعد از دستگیری اعتراف کرد عناصر فرقه قصد داشتند در روز عاشورا مراجع تقلید و هیئت‌های حسینی را مورد هدف قرار دهند. وی در اجلاس خبری طی اعترافاتش گفت: «این گروه دارای طرفدارانی است و هدف آن حمله به مرجعیت است و هزینه‌های ما از کشورهای خارجی به‌ویژه امارات تأمین می‌شود.» چند روز بعد خبرگزاری با نام «ملف پرس» فاش کرد احمد الحسن یمانی به امارات و به دبی گریخته است.

پادگان الزرگه باهدف ترور مراجع

هفتم بهمن ۱۳۸۵ نیروهای امنیتی نجف برای برقراری امنیت و جلوگیری از حمله خمپاره‌ای به کاروان‌های عزاداری، درحالی‌که در چند کیلومتری نجف به گشت‌زنی مشغول بودند در نزدیکی منطقه الزرگه هدف تیراندازی افراد مسلح ناشناس قرار گرفتند، در این حادثه ۲۰ تن از افراد پلیس کشته یا زخمی شدند.

در روز تاسوعای ۱۴۲۸ق مصادف با ۹بهمن۱۳۸۵ حادثه پادگان الزرگه در حومه نجف رخ داد. بالغ‌بر ۲۰۰۰ نفر از اعضای گروهی موسوم به «جندالسماء» که در آن مقطع از هم‌پیمانان فرقه یمانی بودند به همراه پیروان فرقه یمانی برای حمله به نجف اشرف در منطقه الزرگه جمع شدند تا مراجع را بکشند. پلیس عراق باهمکاری تعدادی از قبایل شیعه ۲۰۰ نفر از فرقه یمانی را به هلاکت رسانید. «الگرعاوی» سرکرده جند السماء نیز که از هم‌پیمانان گاطع بود در این حمله به هلاکت رسید. دستگیرشده‌ها اعتراف کردند سرکردگان این دو فرقه سخنرانی کرده و آنها را مأمور کرده بودند در نجف هزار و دویست نفر از علماء را بکشند.

جالب است الگرعاوی سرکرده فرقه «جندالسماء» که خودش ادعای قائمیت داشته است و احمد الحسن هم مدعی است پسر امام زمان است با این‌حال این دو گروه باهم متحد شدند تا مراجع را بکشند. این مسئله مؤید وابستگی هر دو جریان علیرغم اختلافات به یک اتاق فرمان مشترک است.

پیشگوئی امام صادق علیه السلام درباره یکی از ادعاهای این فرقه ضاله

یکی از ادعاهای این فرقه ی ضاله این است که پس از حضرت مهدی عج امام سیزدهم داریم و برای این ادعای خود دست به جعل و تحریف احادیثی زده اند که در حدیثی از امام صادق علیه السلام این نوع تحریف و انحراف پیشگوئی شده است.

«محمد بن علي بن حاتم ، عن أحمد بن عيسى الوشاء البغدادي ، عن أحمد بن طاهر ، عن محمد بن يحيى بن سهل ، عن علي بن الحارث ، عن سعد بن منصور الجواشني ، عن أحمد بن علي البديلي ، عن أبيه ، عن سدير الصيرفي قال : دخلت أنا والمفضل بن عمر وأبوبصير وأبان بن تغلب ، على مولانا أبي عبدالله جعفر ابن محمد عليه السلام. مولانا أبي عبدالله جعفر ابن محمد عليه السلام قال :
…وأما غيبة عيسى عليه السلام فان اليهود والنصارى اتفقت على أنه قتل وكذبهم الله عزوجل بقوله : «وما قتلوه وما صلبوه ولكن شبه لهم» كذلك غيبة القائم عليه السلام فان الامة تنكرها ( لطولها ) فمن قائل بغير هدى بأنه لم يولد وقائل يقول :إنه ولد ومات وقائل يكفر بقوله إن حادي عشرنا كان عقيما وقائل يمرق بقوله إنه يتعدى إلى ثالث عشر فصاعدا وقائل يعصي الله عزوجل بقوله : إن روح القائم عليه السلام ينطق في هيكل غيره؛
…و اما در غیبت عیسی عیله السلام ، به درستی که یهودیان و مسیحیان هم داستان شدند بر این که او کشته شده ، ولی خداوند عزوجل آنان را تکذیب نمود و فرمود او را نکشتند و به دار نیاویختند ولی مطلب بر آنان مشتبه شد.
غیبت قائم علیه السلام نیز همین گونه است که سر انجام ، این امت آن را انکار می ورزند در اثر طولانی شدن آن ، بعضی از هدایت نیافتگان قائل می‌شوند که آن حضرت اصلا متولد نشده ، و برخی دیگر خواهند گفت که او متولد شد و از دنیا رفت و گروهی کافر می‌شوند ، به خاطر این که می گویند یازدهمین نفر از ما بدون فرزند بوده و کسانی دیگر سرکش خواهند شد به خاطر این اعتقاد که امامت را به سیزده نفر و بیشتر سرایت دهند و بعضی هم خداوند عزوجل را عصیان و نافرمانی می کنند به این که میگویند روح امام قائم علیه السلام در پیکر شخصی دیگر وارد شده و سخن می گوید…»
(بحار الانوار ، جلد 51 ، صفحه 220و 221)

 

 

  • 5806_02_web

مطالعه بیشتر

the14.ir/5806


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله ی امنیتی *